نيم يك صد دينار است ( چون در دو دست ، تمام يك صد دينار باشد ) يعنى پنجاه دينار ، و اگر بخواهند قصاص كنند اگر جانى مرد بوده و طفل نيز پسر است همان دست جانى را قصاص كنند ، و اگر جانى زن بوده و طفل نيز دختر همان دست او را بقصاص قطع كنند . و نيز در ديهء زخم بر جنين همان به حساب اصل ديهء آن كه يك صد دينار است چه براى مرد و چه براى زن حكم فرمود ، ( زيرا زن و مرد تا ثلث ديه مساويند و از ثلث كه گذشته ديهء زن نيم مرد است ، و جنين چون يك صد دينار است كمتر از ثلث ديهء انسان است كه هزار دينار باشد ) .
و براى نفس آدمى بفتوا شش فريضه مقرّر داشت 1 - نفس ( قتل ) ، 2 - قوّهء ديدن ( اگر ديگر نبيند ) ، 3 - قوّهء شنيدن ( اگر ناشنوا شود ) ، 4 - كلام و عقل ( اگر نتواند بفهمد ) ، 5 - گويائى ( اگر نقص پيدا كند كه از بينى يا با صداى گرفته سخن گويد ) 6 - اگر شل يا چلاق شود و دست يا پا از كار بيفتد ، براى هر كدام به حساب نفس و بقياس آن ديه معيّن كرد .
و آنگاه براى هر يك از اين مذكورات قسامه اى معيّن فرمود بر آنسان كه به ديه تمام ميرسد ، و براى قتل عمد پنجاه تن مرد ، و براى قتل خطا بيست و پنج مرد ، و در اعضائى كه ديهء آن ديهء تمام است ، منافع يا اعضاء اگر ناقص يا نابود شود قسامه را شش تن قرار داد ( يعنى اگر مثلا جانى كور كرده بود يا كر يا دستها را قطع كرده يا پاها را آنچه ديهء آن ديهء تمام است ، در قسامه آن خود شخص صدمه ديده يا پنج تن ديگر
من لا يحضره الفقيه ( فارسي ) — صفحة 424
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٢٤