معرفتى چون معرفت عطّار بايد تا چنين عاشقانه و خردمندانه ، از يعسوب الدين امير المؤمنين على مرتضى بسرايد . « 1 »
با وجود آنچه گفتيم و يادآور شديم عطّار بر مذهب اهل تسنّن است اما « اخلاص و ارادت و نحوهء ستايش او از حضرت مولاى متّقيان به طورى صدق آميز و مبنى بر حسن اعتقاد است كه قاضى نور اللّه ششترى وى را شيعهء پاك و خالص شمرده و مدايح او را در حق ياران پيغمبر ( ص ) تأويل نموده است .
سخن راست آن است كه بزرگان اهل سنّت هرگز منكر فضايل حضرت امير ( ع ) نبوده و نيستند و مرتبت آن حضرت و اختصاص وى به جناب سيّد انبيا ( ص ) آن اندازه آشكار و مدلّل است كه جز نواصب و خوارج هيچ كس را ياراى انكار آن نبوده است و آن گروه نيز به اتّفاق مسلمين مردوداند و از حقيقت دين محجوب .
شيخ ما نيز خواه سنّى و يا شيعى باشد در مسلك تصوّف قدم مىزده است و عموم صوفيان ( به استثناى نقشبنديه كه به ابوبكر نيز خود را پيوسته مىشمارند ) سند خرقهء خود را به نقطهء دايرهء ولايت محمّديه متّصل مىسازند و در عقد بيعت و لويّه يدا بيد على را دستگير خود مىدانند و ساغر محبّت و عشق به طاق ابروى مردانهء وى مىكشند ( ع ) و بنابراين عشق و اخلاص او بدان ولىّ مطلق و مرشد كلّ امرى است بسيار طبيعى و به اقتضاى رسوخ اوست در مسلك تصوّف . . . » « 2 »
هم بو الحسن هم بو تراب
ز مشرق تا به مغرب گر امام است * امير المؤمنين حيدر تمام است
گرفته اين جهان زخم سنانش * گذشته زان جهان وصف سه نانش
چو در سِرّ عطا اخلاص او راست * سه نان را هفده آيت خاص او راست
سه قرصش چون دو قرص ماه و خورشيد * دو عالم را به خوان بنشاند جاويد
ترا گر تير باران بر دوام است * عَلىٍّ حُبّهُ جَنة تمام است
پيمبر گفتش اى نور دو ديده * ز يك نوريم هر دو آفريده
على چون با نبى باشد ز يك نور * يكى باشند هر دو از دويى دور
هامش
( 1 ) . كلاه بى سران ، صص 5 - 8 ؛ فرهنگ كاربرد آيات و روايات در اشعار شيخ فريد الدّين نيشابورى ، صص ب - ه .
( 2 ) . شرح احوال و نقد و تحليل آثار شيخ فريد الدّين محمّد عطّار نيشابورى ، صص 57 - 58 .