مرحوم فروزانفر ، كتاب خسرو نامه را نيز از عطّار نيشابورى مىداند كه مسلّما از عطّار نيست . در مورد مذهب عطّار نيز بايد گفت : او اهل سنّت است و دوستدار خاندان رسالت و آل او كه با شوق عجيب و درخور اعتنا از اين خاندان مبارك و مهبط وحى الهى سخن مىگويد .
باب اوّل تذكرة الاولياء را به ذكر امام جعفر صادق ( ع ) اختصاص داده ، در مصيبت نامه علاوه بر ذكر فضيلت خلفاى چهار گانه به ذكر فضيلت حسن ( رض ) و حسين ( رض ) پرداخته است و با لحنى بسيار گرم و گيرا آنان را مىستايد ، خصوصا امام حسين ( ع ) را كه در مصيبت او مويه مىكند ، فرياد مىزند و مىگريد و در پايان مىسرايد :
كاشكى اى من سگ هندوىِ او * كمترين سگ بودمى در كوى او
يا در آن تشوير آبى گشتمى * در جگر او را شرابى گشتمى
عطار او را سلطان و پيشرو ده معصوم پس از وى مىشمارد .
وى داستانهايى دربارهء حضرت على ( ع ) و خاتون جنت ، فاطمهء زهرا ( س ) در كتابهاى خود آورده است . و بالاتر از همه اينها در هر يك از آثارش با زبانى گرم و گيرا و زنده و پويا ستايش خداوند را آغاز مىكند و با عجز و انكسار ، سر بر درگاه بى چون و چراى او مىسايد كه :
يا إله العالمين ! درماندهام * غرقِ خون ، بر خشك ، كشتى راندهام
دست من گير و مرا فرياد رس * دست بر سر ، چند دارم چون مگس
و از رسول خدا ( ص ) هم عاشقانه سخن مىگويد و از « خواجهء دنيا و دين » و « رحمة للعالمين » چنين درخواست دارد :
يا رسول اللّه بس درماندهام * باد در كف ، خاك بر سر ماندهام
بى كسان را كس تويى در هر نفس * من ندارم در دو عالم جز تو ، كس
يك نظر سوى من غمخواره كن * چارهء كار من بيچاره كن
گر چه ضايع كردهام عمر از گناه * توبه كردم ! عذر من از حق بخواه . . .
بعد از بيان فضيلت خلفا ، از على ( ع ) چنين مىسرايد :
خواجهء حق ، پيشواى راستين * كوه حلم و باب علم و قطب دين
ساقى كوثر ، امام رهنماى * ابن عمّ مصطفى ، شير خداى
الى آخر .
آيا سخنى از اين گرمتر و دلنشينتر ، در مدح مولا على ( ع ) مىتوان شنيد . علمى و