تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
ولى در تاريكى شب براى يتيمان عرب شام مىبرد و دست شفقت و مهر بر سر آنان مىكشد . شهريار عاشق على ( ع ) است . جز ذاتِ بارى تعالى كه از حدّ قياس فراتر از آدميان مىباشد ، نام هيچ‌كس به اندازهء مولا ( ع ) ورد زبان او نبوده است . على ( ع ) براى شهريار ، فراتر از يك بشر است هر چند كه على ( ع ) به راستى فرا بشرى در ميان آدميان بوده ، امّا شهريار او را از اين هم فراتر مىبيند اگر چه على ( ع ) براى او آيينهء حق و ترازوى عدالت و مظهر شجاعت و بسيارى فضايل ديگر است امّا در ترازوى احساس و عشق او ، بيش از اين‌ها وزن دارد . على ( ع ) به يك كلام براى شهريار نماد اسلام است . . . على ( ع ) ذكرش يادش و تكريمش ، ترجيع‌بند ، بسيار مكرّر شعر شهريار است . در مثنوى بلند « افسانهء شب » پارهء مربوط به على ( ع ) از اوج‌هاى بىترديد شعر اوست . . . . دايرهء راز و نياز شاعر با مولا ( ع ) از اين هم گسترده‌تر است : على ( ع ) نه تنها در حيطهء ايمان و جان شاعر بلكه در شعر او نيز نخستين فردى است كه بدل به انسان اوّل مىشود . كلام مولا ( ع ) از سرمشق‌هاى سخنورى شاعر است و دفترى در ديوانش به طور مجزّا گنجانده كه شاعر بر آن نام اقتباس و ترجمه از ديوان حضرت امير ( ع ) داده است . تمام شعرهاى اين بخش در هر قالب ، در واقع برگردان‌هاى فارسى سخنان حضرت امير ( ع ) است و شاعر در اين كار خلاقيت و هنرش را يك پارچه به خدمت گرفته است تا بهتر از عهدهء برداشتن اين كوه سنگين حكمت و جهان‌بينى و ايمان و خداپرستى و عدل و داد و جوانمردى و . . . برآيد . « 1 » شهريار همچنين قطعه‌اى را در منقبت مولا على ( ع ) از نويسندهء مسيحى جرج جرداق تهيه و ترجمه كرده است .

آرزوى تحقق‌ناپذير

« چه بودى اگر هر زمان چون على * يلى زادى از مادر روزگار
ترازوى عدلى چنان مستقيم * ستون امانى ، چنان استوار
مكارم ، همان گونه آرام‌بخش * مواعظ ، همان گونه آموزگار
همان گونه از ظلم ، بنياد كن * همان‌گونه با زخم ، مرهم گذار
به مغز عظيمش همان عزم جزم * به كفّ كريمش ، همان ذوالفقار
هامش
( 1 ) . اين ترك پارسىگوى ، صص 199 - 200 .
مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 361 | ابوالقاسم رادفر