گر بشر گويم ترا از گفتهء خود شرمگينم
ور خدا خوانم ترا ز انديشهء خود بيمناكم
فاش گويم : در تو ديدم جلوهء ذات خدا را
وين سخن حق است ، و از آن نيست نه شرمم نه باكم
چشم در راه تو دارم اى شه آزاد مردان
تا بتابى نورى از ملك ولايت در ضميرم
راه حق پويم اگر نور تو گردد راهبانم
فيض حق يابم اگر دست تو باشد دستگيرم « 2 »
هامش
( 2 ) . نسيم غدير ، صص 91 - 94 .