تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢

هماى شيرازى ( 1212 - 1290 ه . ق . )

نام او ميرزا محمّد على است و متولّد شيراز . وى پس از تكميل علوم ادبيه و عربيه سفرهاى متعدد در عراق عرب و ايران داشت و سپس در اصفهان رحل اقامت افكند . چندى به تدريس فلسفه و عرفان و فنون ادب پرداخت و به خلوت و رياضت و تهجّد گراييد تا به مقصود نهايى خود رسيد . وى در انواع صنوف سخن ، اعم از قصيده و غزل و رباعى بالاخص غزلسرايى استاد بوده و مآلا به حلقهء اهل فقر درآمده و در سلك درويشان و در كسوت ايشان مىزيسته است . قصايد فصيح و غزليات مليح بسيار دارد و با استادان معاصر خود مانند قاآنى و سروش اصفهانى و . . . مصاحبت داشته است . عاقبت در اصفهان وفات يافت و در جوار امامزاده احمد بن على بن باقر ( ع ) مدفون گشت . « 1 »

فى مناقب اسد اللّه الغالب على بن ابى طالب ( ع )

چون نجات هر دو عالم شد ولاى مرتضى * در دو عالم مگسل از دامان او دست ولا
ساقى كوثر امير المؤمنين سالار كل * سرور عالم ولى اللّه اعظم مرتضى
گوهرِ فطرت ، امينِ دين ، ولىِّ كردگار * هادى امت ، امام حق ، وصىّ مصطفى
گوهر تاج سَلونى ، ماه برج لو كُشِف * تاج‌بخش شهرياران تاجدار انّما
حصن اسلام از دم شمشير او شد استوار * آن چنان كه كعبه از مولود او شد باصفا
تا به اقليم ولايت زد قدم آن شهريار * تا به دار الملك ايمان شد مكين آن پادشا
كيش اهريمن نهان شد دين يزدان آشكار * دولت باطل سرآمد رايت حق شد به پا
هامش
( 1 ) . گلزار جاويدان ، ج 3 ، صص 1748 - 1749 .