سروش اصفهانى ( 1228 - 1285 ه . ق )
ميرزا محمّد على سدهى اصفهانى متخلّص به « سروش » و ملقّب به « شمس الشعرا » فرزند قنبر على اصفهانى شاعر قصيدهسراى سدهء سيزدهم هجرى در سدهء اصفهان متولّد شد . بعدها به تبريز رفت و به مدح ناصر الدين ميرزاى قاجار كه در آن زمان وليعهد بود پرداخت . پس از به سلطنت رسيدن ناصر الدّين شاه از جانب او ملقّب به « شمس الشعرا » شد و در سال 1272 ه . لقب « خانى » دريافت كرد . از آثار او ديوان قصايد غزليات و مثنوىها ؛ مجموعهاى به نام ساقى نامه ؛ الهى نامه ؛ زينة المدايح در ستايش خاندان رسالت و ارديبهشت نامه در احوال پيامبر اكرم ( ص ) به بحر متقارب است . سبك شاعران قصيدهسراى سدهء پنجم ، مخصوصا فرّخى را پيروى كرده است . سروش وقتى كه در آذربايجان بود ترجمهء ابيات عربى الف ليلة و ليله را پذيرفت و به خوبى از عهدهء اين كار برآمد . « 1 »
در ستايش شير يزدان
دارد دو دست ايزد دادار هر دو راست * يك دست مصطفى و دگر دست مرتضاست
هستند اين دو كاركنان خداى و بس * كاين معنى قدر بود ، آن معنى قضاست
ايزد سرشت گوهر آدم بدين دو دست * « آدم به هر دو دست سرشتم » بر اين گواست
در زير اين دو دست كه نيروى ايزدند * هم جنبش ستاره و هم گردش سماست
در دامن على زن و آل على دو دست * تا آورند دست به دستت به راه راست
بيخ درخت طوبى در خانهء عليست * جارى به زير سايهء او چشمهء بقاست
هامش
( 1 ) . سرآمدان فرهنگ و تاريخ ايران ، صص 252 - 253 .