عاشق اصفهانى ( 1111 - 1181 ه . ق . )
آقا محمّد متخلّص به « عاشق » در اوايل سلطنت شاه سلطان حسين صفوى در اصفهان متولّد گرديده است . عاشق اساسا شغل خود را شاعرى قرار نداده و از اين راه ابدا تحصيل معاش ننموده بلكه گوشهء انزوا را اختيار كرده است و با نهايت فقر و كمال استغنا به سر مىبرده است .
لطفعلى بيك آذر دربارهء او چنين مىگويد : « . . صاحب صفات حميده و خصال پسنديده و به تأثير تخلّص از دقايق عشق آگاه و اشعار عاشقانهاش بدين معنى گواه .
دوستى همدم و همدمى ثابت قدم و از علوم رسميه بهرهمند و در فن نظم سردفتر فصحاى بلاغت گستر و با كمال فقر در كمال استغنا ، اكثر اوقات به انزوا در زاويهء استغنا به دست رنج خيّاطى معاش مىگذرانيده . . . بيشتر به غزل سرايى و رباعى گويى مايل بود .
چند قصيده دارد . در تغزّل آن قصيدهها اشعار عاشقانهء بسيار خوب دارد .
الحاصل عاشق ، شاعرى بلند پايه و صاحب طبعى گرانمايه بود . به خلاف مضامين و روانى ابيات به جهت قرين و وفور شعر عاشقانه ، كلامش آميخته با درد و شور و در نظمش ، شوق كلام نظيرى ، ضميرى و عرفى پيدا و در ابيات سلامت آياتش رنگ و بوى اشعار ليلى ، صبرى ، صيدى ، نظيرى ، سوزنى و حزنى هويدا . » « 1 »
در مدح مولاى متقيان على ابن ابى طالب ( ع )
در زير زلف روى تو بيند گر آفتاب * بىپرده جلوهگر نشود ديگر آفتاب
اقليم عشق را نبود روزى و شبى * عنقاى مغرب است در اين كشور آفتاب
هامش
( 1 ) . ديوان عاشق اصفهانى ، صص س - ف .