تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
مپسند بيش ازين ، تو كه غمخوار عالمى * كز بار غم شود الف قامتم دو تا
اين بود مطلبم به جناب تو عرض شد * گردد اگر قبول دگر نيست مدعا
با يار مهربان ز دل دردكش حزين * آهى بسست طول سخن مىدهى چرا
افتاده در صوامع افلاك غلغله * از بس رسا بود نى كلك ترا نوا
ختم سخن نما به دعايى ز روى صدق * اكنون كه هست صبح اجابت جبين گشا
تا هست مست شور تو سرهاى سرخوشان * تا هست گرم عشق تو دل‌هاى آشنا
از جوش ذكر و غلغل زوار روضه‌ات * پيوسته باد گنبد افلاك پر صدا
بيگانه نيست در نظر رهروان عشق * گر نام اين قصيده نهم منهج الولا « 3 »
هامش
( 3 ) . همان ، صص 133 - 135 .