گرم آتش پرست سوختنم * مهربانست درد با دل من
قطره چون دوستى كند به غبار * شعله چون پوشد از صبا جوشن
چه كنم با صد آسمان اختر * چه كنم با جهان جهان دشمن
همه آيينه صاف تيره نهاد * همه گرم اختلاط سرد سخن
يك جهان مهربانى جاويد * صلح كردم به كينههاى كهن
سبق شكوهها فراموشى * سينه صافم چه مىتوان كردن
خلد عشق از كجا و خار هوس * بزم حور از كجا و ديو محن
مىنويسم به خاك كوى نياز * مصرعى پيش مصرع گلشن
مىزند دل بر آتشم دامن * مىبرد باده بوى پيراهن
زود رنجى بهار خاطر تو * دير صلحى بلاى طاقت من
خاك را هم شده غبار زمين * پردهء ديده چند پرويزن
گريه شيرين نمىكنم جنگست * نبرد غنچهاى به خنديدن
خنده رنگين نمىكنم صلحست * نتپد گل به دام رنجيدن
حاصلِ عمر انتظار اينست * جگر پاره كردهام خرمن
خون عاشق حلال سربازى * شعله از تيغ مىكشد دامن
دل زبان را به معذرت خواهى * جان بيان را به تهنيت گفتن
كاخ انديشهام بناى شهى * سجده مىرويد از جبين سخن
دين پناهى كه صيقل خلقش * خاك را كرده نقشبند چمن
شاه مردان كه شد ز ابر كفش * حاصل برق خورد دُرّ عدن
نور ايمان چراغ خلوت جان * شعله افروز وادى ايمن
شهسوارى كه تيغ خونريزش * خورده آب از دلِ عقيقِ يمن
دل شكارى كه خلق شيرينش * ريخت در جيب خار برگ سمن
عندليب گل ثنايش وحى * چه بگويم نمىتوان گفتن
از هواداريش درين گلزار * وز نگهبانيش درين گلخن
شبنم از آفتاب ما مغفر * شعله از موج آب در جوشن
كمترين چاكرش به روز مصاف * گر كشد تيغ حمله بر دشمن
نشناسد ستم سبك سيرش * سر رستم ز گردن بيژن
برق هوشى كه همچو عمر عزيز * به شتابش نمىرسد ديدن