خاكمال پستى و طالع مرا از پا فگند * راه من گرديد سرتاسر نشيب بىفراز
تا ببينم غير عكس مدعا با كار خويش * كرده بخت واژگون آه مرا آيينه ساز
پيش از آن كايم به دار الملك غربت از وطن * گرد غربت كرد يك منزل دلم را پيشواز
در سفر پيوسته مىخندم ولى بر حال خويش * مست پروازم ولى چون كبك در چنگال باز
پاكبازم داغها دارم ز بختِ بد قمار * كعبتين طالعم كم نقش و گردون سخت باز
بخت بيدارم كه مىخنديد بر تعبير خواب * ديده را بر روى صد خواب پريشان كرده باز
كام بخشا آرزو دارم كه بر رغم فلك * از حصول بيخ مطلب سازدم شه سرفراز
آستان بوس شه و جمعيت اسباب دل * در دو عالم خاطرى از هر دو عالم بىنياز
بر زبانها تا حديثِ بلبل و گل بشكفد * بلبل صلوات بر گلزار مدحت نغمهساز
قصيده در مدح حضرت على ( ع )
عشق بر باد داد هستى من * از غبارم چراغها روشن
وطن از وحشتم بيابان گرد * غربت از حيرتم سفر دشمن
از خمارم پيالهها سرشار * بى دماغم دماغها گلشن
دشمنان دادگرىهاى سفر * دوستان داد از اختلاط وطن
چه وطن دامگاه صيد ملال * چه سفر دشتِ وحشيان ختن
بوى خير از جهان نمىآيد * خار در كارم عافيت مشكن
مىچكد خونِ دل ز خندهء گل * آبِ شمشير از هواى چمن
غم گدازد در استخوانم مغز * تا كند در چراغ دل روغن
سر به سر كار خلق ساختگىست * قرعهء بى تكلفى مفكن
عيبپوشى درين جهان اعلا * راست گويى درين زمان الكن
ساقى بزمها ترش روئى * جوهر تيغها رگ گردن
عيب جويى كشيده سرمهء ناز * خاك در چشم عيب پوشيدن
دو زبانى چو خامه راست بيان * سينه صافى چو صفحه محض سخن
شعلهاى در لب بيان دارم * دوستان عيب نيست پرسيدن
تا كى از شرم سينه صافى من * دشمن كينه كينه ورزيدن