آن كينه پرورى كه ز بغض تو دم زند * و آن خون گرفتهاى كه به كينت كشد علم با تيغ روزگار كند قصد كارزار * با قهر كردار به ميدان نهد قدم « 2 » ( 2 ) . ديوان اشعار عرفى شيرازى ، صص 103 - 107 .