تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
چون نسوزد دشمنت از داغ دل كاندر تنش * چون انار از نازكى هر قطره خون يك اخگرست
خطبه بر نامت چو خواند بلبل روح القدس * گلبن طوبى ز روى پايه چوب منبر است
بحر الطاف ترا درياى اخضر نيم موج * بلكه هر يك قطره‌اى از آن چو بحر اخضرست
اى چراغ شرع و شمع دين دليل راه شو * كاندرين ظلمت سرا نور تو ما را رهبرست
كرد اهلى جان فدا بهر شهيد كربلا * وز « سقاهم ربهم » مزدش شراب كوثرست
گر حسودان همچو رو به دشمن جان‌ويند * غم ندارد آن كه او را شير يزدان رهبرست
سايهء آل على پاينده بادا كاين پناه * سايبانى از براى آفتاب محشرست « 3 »
هامش
( 3 ) . همان ، صص 427 - 428 .