وحشى بافقى ( - 991 ه . ق )
كمال الدّين وحشى بافقى كرمانى متولّد بافق يزد از شاعران عهد صفوى و از سرايندگان نامدار سدهء دهم هجرى است . در روزگار شاهى شاه تهماسب صفوى در يزد به گوشهنشينى روزگار مىگذراند و گاه گاه فرمانروايان آن شهر را مىستوده است .
نويسندگان و تذكره نويسان پيشين از دير زمان تاكنون همواره او را ستودهاند . صاحب هفت اقليم از وحشى چنين ياد مىكند :
« مولانا وحشى به لطف طبع ناظم مناظم خوشگويى است لآلى آبدار مثنويش زينت قلادهء فصاحت است و فرايد شاهوار غزلش تمايم بازوى بلاغت .
نور معنى در سواد شعر اوست * چون سحر در زلف عنبر بار شب
و مولانا هيچ وقت بى زمزمهء دردى و سوزى نبوده و پيوسته نشأة عشقى بر مزاجش غالب مىگشته » . « 1 » از آثار مهّم او غزليات اوست كه داراى سوز و گداز و لطافت خاصى است .
ديوان او شامل قصيده ، قطعه ، تركيب بند ، ترجيع بند ، رباعى است .
وحشى به تقليد از نظامى چند مثنوى سروده است ، به نامهاى خلد برين ، ناظر و منظور ، فرهاد و شيرين و مثنوىهاى پراكندهء ديگر .
از وحشى قصايدى در ستايش حضرت اسد اللّه الغالب على بن ابى طالب ( ع ) در ديوان او موجود است كه نشانگر قدرت طبع و توانايى شاعر در سرودن اين گونه اشعار است .
هامش
( 1 ) . ديوان وحشى بافقى ، پيشگفتار ، ص يك .