تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
بر خود مساز مذهب هفتاد و دو دراز * يك رنگ آل باش كه اصل مذاهبست
در مدح حيدر آنچه خدا و رسول گفت * راجع به ذات مهدى صاحب مواهبست
هم نشأة نبى و ولى صاحب الزّمان * شاهى كه فتح و نصرتش از اين دو جانبست
خلقش عظيم و طبع كريم و دلش رحيم * اين موهبت تمام ز توفيق واهبست
با شرع و دين ز جنبش اوليست توأمان * با عقل كل ز غيب هويت مصاحبست
تسبيح كرده ز اختر و دفتر ز ماه و مهر * تا روز همدم شب مشكين ذوايبست
اينست بندگى كه بود خاصه بهر حق * نه طاعتى كه بهر وصول كواعبست
زهدش شفيع قهقههء صبح ضاحكست * علمش مزيل شعبدهء چرخ لاعبست
دشمن گداز و دوست نوازست روز رزم * در ميمنه‌ست جاذب و بر قلب حاربست
آن جا كه عرض لشكر نصرت شعار اوست * اجرام سبعه گرد نعال مراكبست
شاها به قادرى كه وضيع و شريف را * از وى اميد لطف نجات از مصايبست
كاين بنده تا به شارع هستى مجال يافت * همراه اين جناب و پى اين مواكبست
واثق به عفوتست فغانى كه از خطا * عنوان نامهء عملش عبد مذنبست
ظلّ على و آل على مستدام باد * اينست مطلبى كه اهمّ مطالبست « 5 »
هامش
( 5 ) . ديوان اشعار بابا فغانى شيرازى ، صص 8 - 23 .