تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
به صحراى قيامت روى آن ظالم سيه بادا * كه شد ميراث زين العابدين را از همه غاصب
بشويد قطرهء آب وضوى باقر از رحمت * خطاى امّت عاصى گناه بندهء مذنب
بود نسبت به علم و حكمت كهف امم جعفر * معرّى شافعى از فقه و عارى بو على از طب
كمال حلم كاظم بين كه از دست جفا كيشان * چنان رطل گرانى را فرو خورد و نشد غاصب
طواف روضهء هشتم كسى را فرض عين آمد * كه باشد در طريق كعبهء صدق و صفا ذاهب
به قربان تقى گردم كه در آيينهء هستى * خدا بين و خدا دان شد دلش از فكرت صايب
تقى را تا فرح بخشد مه نو بر سپهر دين * به قال سعد همچون قرعه مىگردد به هر جانب
به حرب خارجى بايد ز بعد صاحب دلدل * سوارى همچو شاه عسكرى در راه دين حارب
به خاك درگه صاحب زمان چون خسرو انجم * مسيح از منظر چارم نهد رو از پى منصب
نه حدّ من بود شاها به وصفت گوهر افشانى * مرا اين موهبت آمد ز بحر رحمت واهب
فغانى بلبل دستانسراى آل يس شد * به وصف غير آمد از گلستان ازل تايب
ز ابر صبح تا چون پيكر بيضاى حور العين * به قدر گوهر شهوار گردد قطره‌اى ساكب
دُر نظم ثنايت زيور گوش جهان بادا * كه هست اين گوهر منظوم را كون و مكان طالب