جامى ، عبد الرّحمن ( 817 - 898 ه . ق . )
نور الدّين عبد الرحمن جامى در محلّ خرجرد ولايت جام خراسان تولّد يافت . نام پدرش نظام الدّين احمد دشتى منسوب به محلّهء دشت اصفهان بوده است كه بعدها به ولايت جام مهاجرت كردهاند . تخلّص جامى هم به مناسبت ولايت جام است و هم به حكم ارادتى كه نسبت به شيخ الاسلام احمد جامى ( م 536 ه ق ) داشته است .
جامى مقدّمات را در حضور پدر آموخت . بعد به همراهى پدر به هرات و سپس به سمرقند رفت و در آن ديار كه از مراكز علوم اسلامى و ادبيات ايرانى بود به كسب علم و ادب پرداخت و در علوم دينى و تاريخ و ادب كمال يافت و سپس به عالم عرفان پاى نهاد و به سير و سلوك افتاد و روز به روز به مقامات معنوى خود افزود تا به مرتبهء ارشاد رسيد و در سلك رؤساى طريقهء عرفانى نقشبندى كه مؤسّس آن بهاء الدّين نقشبند بود ، درآمد . . .
مىتوان گفت جامى بزرگترين شاعر و اديب قرن نهم هجرى و از آخرين شعراى بزرگ متصوّفه است كه اسم او را مىتوان در رديف انورى ، سعدى ، مولوى و حافظ و خيّام و فردوسى برد . جامى نه تنها شعر مىسرود بلكه در فنون علوم دين و ادب و تاريخ مهارتى بسزا داشت . در اشعارش تأثير شعراى سلف پيداست مخصوصا شعراى متصوّفه را اقتفا كرد و سبك آنان را به كار برد .
آثارش در نظم و نثر فارسى و عربى فراوان است . از آثار منظوم او يكى ديوان اشعار اوست كه قصايد و غزليات و مراثى و ترجيع بند و تركيب بند و مثنويات و رباعيات دارد .
در ميان اشعار او ملمّعات نيز ديده مىشود كه شاهد وقوف كامل او به زبان عربى است .
به طور كلّى جامى قصايد متين و غزليات عرفانى شيرين با اوزان نادر مطلوب دارد .
در ميان قصايد شاعر ، اشعار روحانى و بيانگر عقايد اسلامى او كم نيست كه هر يك