سلمان ساوجى ( دههء اوّل سدهء هشتم - 778 ه . ق . )
خواجه جمال الدّين بن خواجه علاء الدّين محمّد ساوجى شاعر معروف سدهء هشتم هجرى در ساوه تولّد يافت . در جوانى مدّاح خواجه غياث الدّين محمّد وزير بود و در همهء مدّت وزارتش او را مدح گفت و پس از بر هم خوردن اساس سلطنت ايلخانى و مرگ ابو سعيد به خدمت امراى آل جلاير پيوست و شيخ حسن بزرگ ، مؤسس آن سلسله و همسر او دلشاد خاتون را مدح گفت و مدّت چهل سال در سفر و حضر و تبريز و بغداد مدّاحى آن خانواده را كرد .
سرانجام به مناسباتى عزلت گزين شد و به ساوه مسقط الرأس خود آمد و در ملكى كه داشت مقيم گشت و همان جا درگذشت . او آخرين قصيده سراى بزرگ ادب فارسى بعد از حملهء مغول است . علاوه بر ديوان قصايد ، نزديك پنج هزار بيت غزليات و مقطعات و ترجيعات و تركيبات و رباعيات دارد و داراى دو مثنوى است :
1 - جمشيد و خورشيد داستانى ابداعى و عاشقانه .
2 - فراقنامه در ذكر محبّت ميان سلطان اويس و پيرانشاه پسر خواجه مرجان . شيوهء سلمان در قصيده سرايى تا حدّى ميانهء قدما و متأخّرين است . وى عدّهاى از مشاهير شاعران را جواب گفته است . سخن سلمان استوار و روان و استادانه است . مضامين تازه دارد و التزام رديفهاى گوناگون مىكند و صنايع مختلف را به كار مىبندد .
در ديوان شاعر قصايد دينى در نعت خدا و رسول و ائمّه ( ع ) هم هست و اين قسمت اخير بخصوص قصيده در مدح حضرت على ( ع ) بدين نحو آشكار تا زمان او زياد معمول نبود . « 1 »
هامش
( 1 ) . سرآمدان فرهنگ و تاريخ ايران ، صص 478 - 479 ؛ تاريخ ادبيات ايران ، صص 496 - 500 .