تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علوى در آئينه شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠

حافظ شيرازى ( حدود 727 - 792 ه . ق . )

در مقدّمهء ديوان حافظ به قلم محمّد گلندام ، اسم و لقب خواجه چنين آمده است : « شمس الملّة و الدّين محمّد حافظ الشيرازى » . حافظ يكى از بزرگ‌ترين شاعران نغز گوى ايران و از اعاظم گويندگان جهان و از اكابر گرانقدران شعر فارسى است . نزد قوام الدّين عبد اللّه به تحصيل علوم پرداخت و به تفسير و حكمت و ادبيات عرب دست يافت و قرآن مجيد را با 14 روايت از برداشت و به همين مناسبت حافظ تخلّص كرد . دورهء زندگانى او با امراى اينجو ( جلال الدّين مسعود شاه ، شاه شيخ ابو اسحق ) و سلاطين آل مظفّر كه در فارس حكومت داشتند و ملوك ايلخانى ( ايلكانى ) مقارن است . اواخر عمر او مصادف با چيرگى و جهانگيرى امير تيمور است . استادى وى در غزل يگانه و بى بديل است ، با اين كه در ديوان حافظ به قصيده و مثنوى و رباعى هم برمىخوريم . او بود كه نخست بار غزل عاشقانه و عارفانه را به هم آميخت و اين از جهاتى است كه واژه‌ها و اصطلاحات حافظ را به صورت‌هاى گوناگون قابل تعبير و تفسير ساخته است . حافظ شعر شاعران گذشته و معاصر را به خوبى خوانده و مضامين مختلفى از سعدى ، سلمان ، خواجو و ديگران گرفته و با قدرت بيان خود آن را جاويدان كرده است . آشنايى حافظ با روح زبان فارسى و آگاهى به ظرايف و دقايق كلام و استفادهء درست و بجا از صنايع لفظى و معنوى ، به ويژه ايهام و ابهام و تناسب و صور بلاغى زيبا و هنرمندانه و انتخاب كلمات سنجيده و پر معنا ، همه و همه دست به دست هم داده و در مجموع شعر حافظ را به درجه‌اى از رفعت و اعتلا رسانده كه تاكنون كسى نتوانسته است با وى پهلو زند . محتواى بار در شعر حافظ نتيجهء تلاش مستمر شاعر در ساليان دراز عمر اوست كه همواره با درس و بحث و كتاب و قرآن مأنوس و همدم بوده و لحظه‌اى از تفكّر و تدبّر سرباز نزده و همين آشنايى عميق با فرهنگ و معارف اسلامى و بشرى رنگ و جلايى خاص به شعر او