رساله مانند رسالة الباديه و رسالة سبع المثانى و رسالهء مناظرهء شمس و سحاب . مدفن خواجو در « تنگ اللّه اكبر » شيراز است . « 1 »
از اشعار و آثار خواجو بر مىآيد كه وى شاعرى است ديندار و معتقد به قرآن و احاديث . اشارات قرآنى فراوان و تضمين اخبار و احاديث در كلام او به ويژه كلام مولا على ( ع ) شعر او را رنگ و صبغهء خاصى بخشيده است . عباراتى مانند : لا فتى الّا على لا سيف الّا ذوالفقار و انا مدينة العلم و علىّ بابها و . . . ذكر القاب آن بزرگوار در ضمن اشعار خواجو ، خود نيز نشانگر ارادت خالصانه اين شاعر كرمانى به مقام والاى ولايت است .
تركيب بند فى منقبة اسد اللّه الغالب على ابن ابى طالب كرم اللّه وجهه و رضى عنه
مرحبا اى نكهت عنبر نسيم نو بهار * جان فداى نفحهات باد اى شميم مشكبار
سنبل اندر جيب دارى يا سمن در آستين * عود و صندل در ميان يا مشك و عنبر در كنار
دوش هنگام سحر بر كوفه افكندى گذر * يا ز راه شامت افتادهست بر يثرب گذار
يا نسيم روضهء دار القرار آوردهاى * كز تو مىيابد روان بى قرار ما قرار
يا مگر بر مرقد مير نجف بگذشتهاى * كز تو مىآيد نسيم نافهء مشك تتار
شاه مردان چون خليل اللّه به صورت بت شكن * شير يزدان از رسول اللّه به معنى يادگار
مهر او از آسمان لا فتى الّا على * تيغ او از گوهر لا سيف الّا ذوالفقار
عالم او را گر امير المؤمنين خواند رواست * آدم او را گر امام المتقين داند سزاست
غرّه ماه منوّر بين كه غرّا كردهاند * شاميان را طرهء مشكين مطرّا كردهاند
بر اميد آن كه سازندش قبا آل عبا * اطلس زربفت را پيروزه سيما كردهاند
چون بر آمد جوش جيش شاه مردان در مصاف * از غبار تازيان چرخ معلّا كردهاند
نعل دلدل را كله داران طاق چنبرى * تاج فرق فرقدين و طوق جوزا كردهاند
روشنان قصر كحلى گرد خاك پاى او * سرمهء چشم جهان بين ثريّا كردهاند
با وجود شمّهء گردون عصمت فاطمه * زهره را اين تيره روزان نام زهرا كردهاند
هامش
( 1 ) . تاريخ ادبيات ايران ، صص 479 - 488 ؛ سرآمدان فرهنگ و تاريخ ايران ، صص 334 - 335 .