تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
[ 66 ] محمد حسين بهجتى - شفق معاصر

كوى رضا ( ع )

به كوى رضا ، جان صفا مىپذيرد * در اينجا ، فروغ خدا مىپذيرد
تو اى بينوا ، رو به سوى رضا كن * كه اين پادشه ، خوش گدا مىپذيرد
به پابوس او رو كه زوّار خود را * سر خوان جود و عطا ، مىپذيرد
بود رحمتش بيكران همچو دريا * هم آلوده ، هم پارسا مىپذيرد
اگر دردمندى بيا بر در او * كه هر درد اينجا ، شفا مىپذيرد
خدا را به او خوان و خواه آنچه خواهى * كه ايزد به پاسش دعا مىپذيرد
اميد دل من ، به من كن نگاهى * كه جان از نگاهت صفا مىپذيرد
بخواه از خدا تا ببخشد گناهم * كه تو آنچه خواهى ، خدا مىپذيرد
در آتش بسوزان « شفق » هر هوى را * كه جانان ، دل بىهوى مىپذيرد
* * *