تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
هر آنكه سود ز اخلاص سر به درگاهش * به حق حق كه ز درگاه او نشد نوميد
دعا به درگه او نقشى از اجابت يافت * حريم او شده بر قفل مشكلات ، كليد
پناه در حرمش كافر و مسلمان يافت * درين سخن نبود هيچ جاى گفت و شنيد
اگر شكسته دلى شد ز عشق او مجنون * به روز حشر سرافكنده نيست همچون بيد
چو خامه هر كه نهد سر به خط فرمانش * ز همّتش خط بطلان به هر دو كون كشيد
ثنا و مدح على بن موسى جعفر ( ع ) * به شعر گر ندهد جلوه كى شود جاويد
ز باغ دلكش فردوس ، طاير قدسى * گل مراد خود از گلشن خراسان چيد
مهين ولىّ خداوند ، حكمران قضا * سپهر رأفت و بحر كرم ، امام رضا
* * *