شكنجهها كه ز طاغوت ديدم ، آثارش * به جرم عشق تو در جسم ناتوان دارم
بجز تو از همه كس داغ آرزوها را * بسان لالهء خونين به دل نهان دارم
بود ز وصف تو عاجز اگر چه طبعم ، باز * كنم ثناى تو تا خامه در بنان دارم
مرا كه نيست معانى بلند و واژه بديع * كجا سزاست كه اوصاف تو بيان دارم
مرا كه نام ، غلام رضا بود ( قدسى ) * بس افتخار از اين نام ، در جهان دارم
مهين ولىّ خداوند ، حكمران قضا * سپهر رأفت و بحر كرم ، امام رضا
فرشته داد به اهل زمين ز عرش ، نويد * كه شب چو دور ستم طى شد و سپيده دميد
به شبروان خبر آمد كه سينهء شب را * چو قلب اهرمنان ، تيغ آفتاب دريد
پيام داد به شب زندهدار ، مرغ سحر * كه صبح وصل ، ز پيراهن افق خنديد
رسيد مژده به سرگشتگان قلزم عشق * كه در محيط جهان كشتى نجات رسيد
گلى ز گلشن ايمان شكفت كز رويش * به باغ ، رنگ ز رخسار گل ز شرم پريد
مشام جان شده خوشبو ز نكهت شادى * مگر به گلشن هستى نسيم شوق ، وزيد