تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
محمد ، از عوانة بن حكم براى من نقل كرد كه چون فاطمه عليها السّلام آن سخنان خود را با ابو بكر گفت ، ابو بكر نخست ستايش و نيايش خدا را به جاى آورد و بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم درود فرستاد و چنين گفت : اى برگزيده‌ترين زنان و اى دختر بهترين پدران به خدا سوگند من از رأى رسول خدا تجاوز نكرده‌ام و فقط فرمان او را كار بسته‌ام و ديده‌بان به اهل خود دروغ نمى گويد ، تو سخن گفتى و ابلاغ كردى و درشتى و سختى در گفتار كردى ، خداوند ما و تو را بيامرزد ، وانگهى من مركب و وسايل شخصى و كفشهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به على عليه السّلام تسليم كردم ، اما در مورد چيزهاى ديگر من خود از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شنيدم كه مى فرمود « از ما گروه انبيا سيمينه و زرينه و زمين و خانه و ملك و آب ارث برده نمى شود بلكه از ما ايمان و حكمت و علم و سنت به ارث مى برند . » ، و من به آنچه فرمانم داده است عمل كردم و براى رسول خدا خير خواهى ورزيدم « و توفيق من جز به خدا نيست بر او توكل كرده‌ام و به سوى او پناه مى برم . » ابو بكر جوهرى مى گويد : هشام بن محمد ، از پدرش روايت مىكند كه مى گفته است : فاطمه عليها السّلام به ابو بكر فرمود : ام ايمن گواهى مىدهد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فدك را به من عطا فرموده است . ابو بكر گفت : اى دختر رسول خدا به خدا سوگند كه خداوند كسى را نيافريده است كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يعنى پدرت براى من محبوب تر باشد و روزى كه پدرت رحلت فرمود ، دوست مى داشتم آسمان بر زمين مى افتاد و به خدا سوگند اگر عايشه فقير باشد بهتر است تا تو فقير باشى ، وانگهى آيا تصور مى كنى منى كه حق سرخ و سپيد را مى پردازم نسبت به حق تو كه دختر رسول خدايى ستم مى كنم . اين مال از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نيست بلكه مالى از اموال عمومى مسلمانان است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با در آمد آن مردان را سوار مى فرمود و در راه خدا آن را هزينه مى كرد و اينك كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رحلت فرموده است من همان گونه كه او رفتار مى فرمود ، در آن مورد رفتار مى كنم . فاطمه گفت : به خدا سوگند ديگر هرگز با تو سخن نخواهم گفت . ابو بكر گفت : به خدا سوگند من هرگز در بارهء تو پريشان گويى نمى كنم . فاطمه فرمود : به خدا سوگند كه خدا را به زيان تو فرا مى خوانم - نفرينت مى كنم - ابو بكر گفت : به خدا سوگند كه من خدا را به سود تو فرا مى خوانم - براى تو دعا مى كنم - . و چون مرگ فاطمه فرا رسيد ، وصيت فرمود كه ابو بكر بر او نماز نگزارد . بدن فاطمه شبانه به خاك
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 93 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى