نيكو حكم تر است . » هان اى گروههاى مسلمانان بايد ميراث پدرم با زور از من ربوده شود اى پسر ابو قحافه چگونه است كه خداوند مقرر فرموده است تو از پدرت ميراث ببرى ولى من از پدرم ميراث نبرم ، « عجب كار شگفتى آوردهاى » اينك آن را لگام زده براى خود بگير تا روز حشر تو به ديدارت آيد . بهترين حكم ، خداوند است و محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سالار و وعده گاه قيامت خواهد بود « و آن گاه كه رستاخيز بر پاى شود اهل باطل زيان خواهند كرد . » « براى هر خبرى وقتى معين است و به زودى خواهيد دانست » كه « چه كسى عذابى خواهد رسيد كه زبونش مى سازد و عذاب جاودانه بر او خواهد بود » ، فاطمه عليها السّلام آن گاه روى به سوى قبر پدرش كرد و به اين ابيات هند دختر اثاثه تمثل جست : « همانا كه پس از تو كارها و هياهوهايى صورت گرفت كه اگر تو حضور مى داشتى سخنى فزون گفته نمى شد ، چون تو درگذشتى و تودههاى ريگ و خاك حائل تو شد برخى از مردان آنچه را در سينه داشتند براى ما آشكار ساختند ، مردانى نسبت به ما تحقير و ترش رويى كردند و اينك كه تو از ما غائبى حق ما غصب مىشود . » گويد : تا آن روز آن همه مرد و زن گريه كننده ديده نشده بود ، فاطمه عليها السّلام سپس بر آن جاى مسجد كه ويژه انصار بود ، توجه كرد و فرمود : اى كسانى كه بازماندهء كسانى هستيد كه بازوهاى دين و پاسداران اسلام بودهاند و خود نيز چنان بودهايد ، اين سستى در يارى دادن و خوددارى از كمك به من و چشم پوشى از حقوق من و چرت زدن در مورد دفع ستم از من چيست مگر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نمى فرمود : « بايد حرمت و حقوق آدمى در فرزندانش رعايت شود » چه زود و با شتاب بدعتها كه پديد آورديد ، بر فرض كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم رحلت فرموده باشد ، بايد شما دين او را بميرانيد .
آرى كه به جان خودم سوگند مرگ او مصيبت بزرگى است كه رخنه و شكاف آن ، فراخ و غير قابل جبران است .
زمين از اين مصيبت تيره و تار و كوهها لرزان و آرزوها بر باد شد . پس از او ، حريم تباه و پرده حرمت دريده و مصونيت از ميان برداشته شد . آرى اين گرفتارى و سوگى است كه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٩١