سپرده شد و عباس بن عبد المطلب بر او نماز گزارد و فاصلهء ميان مرگ او و پدرش هفتاد و دو شب بود .
ابو بكر جوهرى مى گويد : محمد بن زكريا براى من ، از قول جعفر بن محمد بن عماره با همان اسناد روايت نخستين روايت كرد كه چون ابو بكر سخنان فاطمه عليها السّلام را شنيد بر او گران آمد و به منبر رفت و گفت : اى مردم اين توجه و گرايش به هر سخن چيست اين آرزوها به روزگار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كجا بود هان ، هر كس كه شنيده است بگويد و هر كس گواهى مىدهد گواهى دهد . همانا او - يعنى على عليه السّلام - روباهى است كه گواهش دم اوست و پيوسته به هر فتنه است ، اوست كه مى گويد بگذاريد به حال نخستين و فتنه و آشوب برگردد . از افراد ناتوان و زنها يارى مى جويند ، همچون ام طحال كه خويشاوندانش روسپى گرى را براى او خوش مى داشتند . همانا من اگر بخواهم مى گويم و اگر بگويم درمانده مى سازم ، ولى من تا آن گاه كه رهايم كنند ، ساكت خواهم ماند . سپس روى به انصار كرد و گفت : اى انصار سخنان سفلگان شما به اطلاع من رسيده است ، و حال آنكه شايستهترين افرادى كه بايد عهد پيامبر را رعايت كنند شماييد كه او پيش شما آمد و شما بوديد كه پناه و يارى داديد ، همانا كه من بر هيچ كس كه سزاوار نباشد دست و زبان نمى گشايم و از منبر فرود آمد و فاطمه عليها السّلام هم به خانهاش برگشت .
مى گويم ، اين سخنان ابو بكر را بر نقيب ابو يحيى جعفر بن يحيى بن ابى زيد بصرى خواندم و به او گفتم : ابو بكر به چه كسى تعريض زده است گفت : تعريض نيست كه تصريح كرده است . گفتم : اگر تصريح مى كرد كه از تو نمى پرسيدم . خنديد و گفت : به على بن ابى طالب عليه السّلام گفته است . گفتم : يعنى تمام اين سخنان را براى على گفته است گفت : آرى پسركم موضوع پادشاهى است . پرسيدم سخن انصار چه بوده است گفت : ايشان با صداى بلند نام على را بر زبان مى آوردند - به بيعت با او فرا مى خواندند - و ابو بكر از پريشان شدن كار حكومت خودشان مى ترسيده است . سپس لغات مشكل كلام ابو بكر را از نقيب پرسيدم كه برايم توضيح داد و گفت : اينكه شاهد روباه دم اوست ، مثلى است براى كسى كه گواهى جز پارهاى از تن خويش نداشته باشد و در بارهء اصل آن
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 94
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٩٤