گفتهاند ، روباه مى خواست شير را بر گرگ بشوراند ، به شير گفت گرگ گوسپندى را كه تو براى خود نگه داشته بودى دريد و خورد و من حضور داشتم . شير گفت : چه كسى در اين باره براى تو گواهى مىدهد روباه دم خود را كه خون آلود بود بلند كرد . شير هم كه گوسپند را از دست داده بود گواهى او را پذيرفت و گرگ را كشت . و ام طحال نام زنى روسپى در دورهء جاهلى است كه به بسيارى زنا كارى او مثل زده مى شده است و مى گفتهاند فلان زناكارتر از ام طحال است .
ابو بكر جوهرى مى گويد : محمد بن زكريا ، از قول ابن عايشه ، از قول پدرش ، از عمويش براى من نقل كرد كه چون فاطمه عليها السّلام با ابو بكر سخن گفت ، ابو بكر نخست گريست و سپس گفت : اى دختر رسول خدا از پدرت دينار و درهمى به ارث برده نمى شود و فرموده است از پيامبران ميراثى برده نمى شود . فاطمه گفت : فدك را پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به من بخشيده است . ابو بكر گفت : در اين باره چه كسى گواهى مىدهد على بن ابى طالب عليه السّلام آمد و گواهى داد ، ام ايمن هم آمد و گواهى داد . در اين هنگام عمر بن خطاب و عبد الرحمان بن عوف آمدند و گواهى دادند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در آمد فدك را تقسيم مى فرموده است . ابو بكر گفت : اى دختر رسول خدا تو و على و ام ايمن و عمر و عبد الرحمان همگى راست گفتيد و چنان بوده است كه اين مال تو از پدرت به آن صورت بوده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از در آمد فدك هزينه زندگى و خوراك شما را پرداخت مى كرده و باقى مانده آن را تقسيم مى فرموده است ، و به گروهى در راه خدا مركوب مى داده است . اينك تو مى خواهى با آن چه كار كنى فاطمه گفت : مى خواهم همان كار را انجام دهم كه پدرم انجام مى داد . ابو بكر گفت : خدا گواه تو بر من خواهد بود كه من هم همان گونه رفتار كنم كه پدرت رفتار مى فرمود . فاطمه گفت : خدا را كه چنان عمل خواهى كرد ابو بكر گفت : خدا را كه چنان عمل مى كنم ، فاطمه عرضه داشت بار خدايا گواه باش ، و ابو بكر در آمد غله فدك را مى گرفت و به اندازهء كفايت به ايشان مى پرداخت و باقى ماندهء آن را تقسيم مى كرد .
ابو بكر و عثمان و على هم همين گونه عمل مى كردند ، و چون معاويه به حكومت رسيد پس از رحلت امام حسن عليه السّلام ، يك سوم آن را به مروان بن حكم و يك سوم را به عمر و پسر عثمان و يك سوم آن را به پسر خود يزيد داد و آنان همچنان فدك را در دست داشتند تا آنكه در دورهء حكومت مروان تمام فدك در اختيارش قرار گرفت و آن را به پسر خويش عبد العزيز بخشيد . عبد العزيز هم آن را به پسر خود عمر بن عبد العزيز بخشيد و چون
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٩٥