تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
از ابن ابى زائدة ، از محمد بن اسحاق ، از زهرى نقل مىكند كه مى گفته است : گروهى از مردم خيبر كه باقى مانده بودند ، متحصن شدند و سپس از رسول خدا خواستند كه در قبال حفظ جان و خون ، آنان را تبعيد كند ، و چنان فرمود : چون مردم دهكده فدك اين موضوع را شنيدند ، آنان هم با همان شرط تسليم شدند و سرزمين ايشان مخصوص پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شد كه در آن اسب و ركابى زده نشده بود - بدون جنگ تسليم شده بودند . ابو بكر جوهرى مى گويد : محمد بن اسحاق همچنين روايت مىكند كه چون پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از فتح خيبر آسوده شد ، خداوند بر دل مردم فدك بيم انداخت و فرستادگان ايشان در خيبر يا ميان راه يا پس از رسيدن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به مدينه به حضورش آمدند و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پيشنهادشان را پذيرفت و بدين گونه فدك مخصوص پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم شد كه براى گشودن آن جنگى صورت نگرفت و با نيمى از فدك مصالحه كردند . گويد : روايت شده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در قبال تمام فدك صلح فرمود و خدا داناتر است كه چگونه بوده است . گويد مالك بن انس ، از قول عبد الله بن ابى بكر بن عمرو بن حزم روايت مىكند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در قبال نيمى از زمينهاى فدك با آنان صلح فرمود و كار همان گونه بود تا آنكه عمر آنان را تبعيد كرد و عوض نيمهء ديگر به آنان شتر و چيزهاى ديگر پرداخت . كس ديگرى غير از مالك بن انس مى گويد : هنگامى كه عمر مى خواست ايشان را تبعيد كند ، كسانى را براى تقويم اموال آنان فرستاد كه ابو الهيثم بن التيهان و فروة بن عمرو و حباب بن صخر و زيد بن ثابت بودند . آنان نخلستانها و سرزمين فدك را تقويم كردند ، عمر بهاى نيمه‌اى را كه از ايشان بود ، پرداخت كه پنجاه هزار درهم بود و آن را از اموال عراق كه براى عمر رسيده بود ، پرداخت و ايشان را به شام تبعيد كرد . ابو بكر جوهرى مى گويد : محمد بن زكريا براى من ، از جعفر بن محمد بن عماره كندى ، از پدرش ، از حسين بن صالح بن حى ، از قول دو مرد از بنى هاشم ، از قول زينب
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 89 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى