الى القوم الذين غضبوا لله حين عصى فى ارضه » ، « از بندهء خدا على امير مؤمنان به قومى كه براى خدا به خشم آمدند ، هنگامى كه خداوند را در زمين او نافرمانى كردند . » ، ابن ابى الحديد بحث زير را طرح كرده است : تأويل و تفسير اين فصل بر من دشوار است زيرا مردم مصر كسانى هستند كه عثمان را كشتهاند و هر گاه امير المؤمنين عليه السّلام گواهى دهد كه آنان براى خدا و به پاس او خشم گرفتهاند ، آن هم به هنگامى كه در زمين خدا را نافرمانى مى كردهاند ، شهادت قطعى به عصيان عثمان و ارتكاب كار خلاف از جانب اوست ، هر چند با دشوارى ممكن است چنين گفت كه درست است خدا را نافرمانى كردهاند ولى اين نافرمانى از سوى شخص عثمان نبوده است ، بلكه از سوى اميران و خويشاوندان و واليان او بوده است و آنان بودهاند كه حق خدا را از ميان بردهاند و به سبب ولايت آنان و فرمان روايى ايشان بر نيكوكار و تبهكار و مقيم و مسافر پردههاى ستم و خيمههاى آن بر افراشته شده و تبهكارى شايع گرديده و كار پسنديده از ميان رفته است . ولى گفته خواهد شد بر فرض كه اين چنين باشد ، آنانى كه به پاس خدا خشم گرفتند ، كارشان به كجا انجام پذيرفت ، مگر نه اين است كه كار به آنجا كشيد كه ايشان مسافت ميان مصر و مدينه را پيمودند و عثمان را كشتند ، و وضع ايشان از دو حال بيرون نيست يا آن كه با كشتن عثمان اطاعت فرمان خدا را رها كردهاند ، در اين صورت عثمان ، سركش و سزاوار كشته شدن بوده است ، يا آن كه ايشان با كشتن عثمان خداوند را به خشم آوردهاند و نافرمانى كردهاند ، در اين صورت عثمان بر حق بوده است و ايشان سركشان تبهكار هستند ، و چگونه ممكن است على عليه السّلام از ايشان تبجيل كند و آنان را صالحان خطاب كند .
ممكن است به اين اشكال چنين پاسخ داد كه آنان به پاس خدا خشم گرفتهاند و از مصر آمدهاند و اين كار عثمان را كه امير تبهكار را به اميرى گماشته است ، مورد اعتراض قرار دادهاند و آن را زشت شمردهاند و او را در خانهاش محاصره كردهاند به اين اميد كه مروان را به ايشان بسپارد تا او را زندانى يا ادب كنند كه چنان نامهاى در مورد ايشان نوشته بوده است . و چون عثمان محاصره شد ، كينه توزان و دشمنان او از مردم مدينه و ديگر نقاط بر او طمع بستند و بيشتر مردم بر او شورش كردند و شمار مصريها به نسبت ديگر مردمى كه در محاصره او شركت كردند اندك بود . وانگهى ايشان از عثمان مى خواستند خود را از خلافت خلع كند و مروان و افراد ديگرى از بنى اميه را به ايشان بسپارد و حاكمان ولايات را عزل و به جاى ايشان كسان ديگرى را منصوب كند و در آن هنگام در جستجوى جان او و كشتن
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 59
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٥٩