تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
است ، چگونه ممكن است پسرى از اهالى مكه كه فقط ميان افراد خانوادهء خود پرورش يافته و با حكيمان هيچ آميزشى نداشته است ، در حكمت و دقايق علوم الهى از افلاطون و ارسطو جلوتر باشد و با دانشمندان اخلاق و آداب نفسانى هيچ معاشرتى نداشته است كه هيچ يك از قريش به چنين علومى شهره نبوده‌اند و او در اين مورد از سقراط هم شهره‌تر است . او ميان شجاعان تربيت نشده است زيرا مردم مكه بازرگان بودند و اهل جنگ نبودند امّا از هر كس كه روى زمين گام برداشته ، شجاع تر بوده است . به خلف احمر گفته شد : آيا عنبسه و بسطام دليرتر بوده‌اند يا على بن ابى طالب گفت : عنبسه و بسطام را بايد با مردم مقايسه كرد ، نه با كسى كه از مردم فراتر است . گفتند : به هر حال بگو ، گفت : به خدا سوگند كه اگر على بر سر آنان فرياد مى كشيد ، پيش از آنكه به آنان حمله كند ، مى مردند . على عليه السّلام فصيح تر از سحبان و قسّ بود و حال آنكه قريش سخن آورترين قبيلهء عرب نيست و قبايل ديگر از ايشان سخن آورتر بوده‌اند ، گفته‌اند سخن آورترين قبايل عرب جرهم بوده است ، هر چند خردمندى نداشته‌اند . و على عليه السّلام پارساتر و پاك دامن ترين مردم است و حال آنكه قريشيان مردمى آزمند و دنيا دوست بودند . آرى جاى شگفتى نيست آن هم در مورد كسى كه محمد صلوات اللّه عليه و آله مربى و پرورش دهندهء او بوده است ، وانگهى عنايت خداوندى هم او را يار و ياور بوده است ، بايد از او چنين حالاتى ظاهر شود . سپس پاره‌اى از جملات و تأثير آيات قرآنى را در آن بيان كرده است .

نامه ( 38 )

از نامهء آن حضرت به مردم مصر هنگامى كه اشتر را بر آنان حكومت داد در اين نامه كه با اين عبارت شروع مىشود . « من عبد الله على امير المؤمنين ،