ابى الحديد - شك ندارم كه خداوند با اين دعاى على او را مى آمرزد و از گناهان اشتر در مى گذرد و او را به بهشت مى برد و در نظر من فرقى ميان دعاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و على عليه السّلام نيست ، و خوشا به حال آن كس كه به چنين دعايى از على عليه السّلام يا به كمتر از آن دست يابد .
نامه ( 35 )
از نامهء آن حضرت به عبد الله بن عباس پس از كشته شدن محمد بن ابى بكر در اين نامه كه با عبارت « اما بعد فان مصر قد افتتحت و محمد بن ابى بكر رحمه الله قد استشهد » ، « اما بعد ، همانا كه مصر گشوده شد - و آن را گرفتند - و محمد بن ابى بكر كه خدايش رحمت كناد شهيد شد . » شروع مىشود ، ابن ابى الحديد پيش از شروع به شرح الفاظ اين نامه مسألهاى را در مورد فصاحت امير المؤمنين طرح كرده است كه هر چند جنبه ادبى دارد ولى اطلاع از آن براى خوانندگان گرامى سودمند خواهد بود . مى گويد : به فصاحت بنگر كه چگونه زمام و گردن خود را در اختيار اين بزرگ مرد نهاده است ، وآنگهى به اين كلماتى كه همگى به صورت منصوب و پياپى در كمال سلامت و آسانى و بدون هيچ گونه تعقيد و تكليف به كار رفته است ، دقت كن كه چگونه تا آخر نامه همهء فواصل به صورت منصوب آمده است و حال آنكه تو و هر شخص فصيحى چون شروع به ايراد خطبه و نگارش نامه كنيد ، كلمات و فواصل گاه مرفوع و گاه منصوب و گاه مجرور خواهد بود و اگر بخواهند همهء فواصل را فقط با يك اعراب آورند آثار تكليف در نامه ظاهر مىشود و نشان تعقيد آشكار مى گردد . اين نوع از اعراب و بيان ، خود يكى از انواع اعجاز قرآن است كه عبد القاهر آن را بيان داشته و گفته است به عنوان مثال در سورهء نساء و سورهء مائده كه يكى پس از ديگرى است اگر بنگرى در نخستين همهء فواصل منصوب است و حال آنكه در دومى اصلا فاصله منصوب نيست و اگر آن دو سوره را با يكديگر بياميزند ، نشان تركيب در آن دو آشكار مىشود و گويى هيچ يك به ديگرى نمى آميزد . . . سبحان الله از اين همه مزاياى گرانبها و خصايص شريف كه به اين مرد ارزانى شده