مبالغه كند ، آن چنان كه ديگر سخن آوران به هنگام هيجان و خشم مبالغه مى كنند و هر چه مى خواهند به زبان مى آورند . در نظر هيچ يك از خردمندان با انصاف در اين موضوع ترديد نيست كه عمرو عاص دين خود را پيرو دنياى معاويه قرار داده است و عمرو با معاويه بيعت نكرد مگر طبق قرارى كه با تضمين نهاده بود و معاويه تعهد قطعى كرده بود كه حكومت مصر را در آينده به او خواهد سپرد . وانگهى اموال فراوان و زمينهاى حاصلخيز بسيار در حال به او واگذار كند و به دو پسر و غلامان عمرو عاص چندان بدهد كه چشم ايشان را پر كند .
اما سخن على عليه السّلام در بارهء معاويه كه فرموده است : « گمراهى او آشكار است » ، هيچ شكى در آشكار بودن ستمگرى و گمراهى او نيست و هر ستمگرى گمراه است . و اينكه فرموده است : « پرده دريده است » ، همچنين بوده است كه او بسيار سبكى مى كرده و همنشينان ياوهگو و افسانه سرا داشته است و معاويه هيچ گاه موقر نبوده است و قانون رياست را رعايت نمى كرده است مگر وقتى كه به جنگ امير المؤمنين على آمد ، آن هم براى آنكه نيازمند به رعايت ناموس دين و آرامش و وقار بوده است . و گر نه در روزگار عثمان بسيار پرده درى كرد و موسوم به انجام دادن هر زشتى بود . به روزگار عمر از بيم او اندكى خوددارى مى كرد و همان روزگار هم جامههاى ابريشمى و ديبا مى پوشيد و در جامهاى زرين و سيمين مى آشاميد و سوار بر مركبهايى مى شد كه زين آراسته به سيم و زر داشت و جلهاى ديبا و پارچههاى ابريشمى رنگارنگ بر آنها مى نهاد ، در آن روزگار جوان بود و جوانى مى كرد و مستى جوانى و حكومت و قدرت در او جمع بود ، مردم در كتابهاى سيره نقل كردهاند كه او به روزگار حكومت عثمان در شام باده نوشى مى كرده است ، ولى پس از رحلت امير المؤمنين على عليه السّلام و استقرار حكومت براى او ، مسأله مورد اختلاف است . گفته شده است پوشيده باده نوشى مى كرده است و هم گفته شده است كه ديگر باده نوشى نكرده است ، ولى در اينكه موسيقى گوش مى داده و طرب و شادى مى كرده است و در آن باره اموال و صلهها مى پرداخته است ، هيچ شكى و اختلافى نيست .
ابو الفرج اصفهانى روايت مىكند كه در يكى از سفرهاى معاويه به مدينه به روزگار حكومتش عمرو عاص به او گفت : برخيز بر در خانهء اين مردى كه شرفش نابود شده است و پردهاش دريده شده است ، يعنى عبد الله بن جعفر برويم و بايستيم و به آواز خواندن كنيزكانش گوش دهيم . آن دو شبانه برخاستند و در حالى كه وردان غلام
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 62
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٦٢