تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
على عليه السّلام قثم بن عباس را به حكومت مدينه گماشته است . ابن عبد البر مى گويد : قثم در سمرقند شهيد شد . قثم همراه سعيد بن عثمان بن عفان به روزگار معاويه به سمرقند رفت و آنجا شهيد شد . گويد : قثم شبيه رسول خدا بوده است و داود بن مسلم در مدح او چنين سروده است : اى ناقهء من اگر مرا به قثم برسانى از رنج بار و سفر آزاد خواهى شد ، اگر فردا مرا به او برسانى ، توانگرى بهره من مىشود و تنگدستى از ميان مى رود كه دريا در دست اوست و ماه تمام در چهره‌اش خانه دارد و گرانقدر است . . .

نامه ( 34 )

از نامهء آن حضرت به محمد بن ابى بكر هنگامى كه از دلتنگى او به سبب عزل او از حكومت مصر با انتصاب اشتر آگاه شد ، اشتر هم ضمن حركت خود به مصر پيش از رسيدن به آن شهر در گذشت . در اين نامه كه با عبارت « اما بعد ، فقد بلغنى موجدتك من تسريح الاشتر الى عملك » « اما بعد ، همانا خبر دلتنگى تو از فرستادن اشتر براى تصدى كار تو به من رسيد » شروع مىشود ، ابن ابى الحديد نخست بحث زير را مطرح كرده است :

محمد بن ابى بكر و برخى از اخبار او

مادر محمد كه خدايش رحمت كناد ، اسماء دختر عميس و از قبيلهء خثعم است . او خواهر ميمونه همسر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و خواهر لبابه مادر فضل و عبد الله و همسر عباس بن عبد المطلب است . اسماء از زنانى است كه به حبشه هجرت كرده است و در آن هنگام همسر جعفر بن ابى طالب عليه السّلام بود و براى او همان جا محمد و عبد الله و عون را آورد و سپس همراه جعفر به مدينه هجرت كرد و چون جعفر در جنگ موته شهيد شد ، ابو بكر اسماء را به همسرى گرفت و اسماء براى او همين محمد بن ابى بكر را آورد . پس