است آغازگر به ستم ستمگرتر است . . .
حكمت ( 154 )
الرحيل وشيك . « رخت بربستن چه نزديك است . » كلمهء و شيك به معنى شتابان و تند است و منظور از رحيل كوچ كردن از دنياست كه همان مرگ است .
يكى از حكيمان گفته است : پيش از وجود آمدن انسان ، عدمى است كه آغازش معلوم نيست و پس از آن ، عدمى است كه پايانش آشكار نيست . بنابر اين وجود اندك آدمى كه متناهى است و محصور ميان دو نامتناهى است به برقى شبيه است كه در تاريكى درخششى مىكند و خاموش مىشود و تاريكى به حال خود برمى گردد .
حكمت ( 155 )
من ابدى صفحته للحق هلك . « آن كس كه با حق بستيزد ، نابود مىشود . » ابن ابى الحديد مى گويد : دربارهء اين سخن در آغاز كتاب توضيح داديم . از جمله خطبهاى است كه در مدينه پس از بيعت ، آن حضرت ايراد فرموده است .
حكمت ( 156 )
استعصموا بالذمم فى اوتارها . « به پيمانها در تارهاى اصلى آن دست در آوريد . » يعنى در مركز آن و مظان آن و منظور اين است كه به پيمانهاى كافران و از