« شكيبا ، پيروزى را از دست نمى دهد ، هر چند روزگارانى بر او بگذرد . » دربارهء صبر پيش از اين سخن گفته شد . حكيمان گفتهاند شكيبايى دو گونه است : جسمى و روحى ، شكيبايى جسمى تحمل سختيها به اندازهء توان بدن است و اين نوع فضيلت كاملى نيست ، و بدين سبب شاعر چنين سروده است : « شكيبايى ارواح به فضيلت شناخته شده است همچون شكيبايى پادشاهان كه شكيبايى بدنى نيست . » صبر جسمى يا در كارهاى بدنى است چون پياده روى و بلند كردن سنگ و نظاير آن يا صبر در عكس العمل در قبال بيمارى و تحمل ضربههاى سنگين است .
ولى فضيلت در شكيبايى روحى نهفته است كه خود بر دو گونه است : شكيبايى در قبال خواستهاى نفسانى كه به آن عفت مى گويند و صبر در قبال تحمل ناخوشايندها و بر حسب موارد نام آن فرق مىكند . . .
حكمت ( 151 )
ما اختلفت دعوتان الا كانت احداهما ضلالة . « دو ادعا مخالف يكديگر نمى شود مگر اينكه يكى از آن دو گمراهى است . » در نظر ياران معتزلى ما اين موضوع مخصوص دو اختلاف در اصول دين است و چون امامت هم از اصول دين است ، داخل در اين حكم است . بديهى است كه ممكن و جايز نيست كه دو قول متضاد در اصول دين هر دو صحيح باشد ، زيرا اگر منظور از درستى مطابقت با اعتقاد در خارج است كه اين كار محال است زيرا نمى تواند چيزى هم مثبت باشد و هم منفى . مگر آنكه منظور از صحت و درستى سقوط گناه از گردن يكى باشد ، همان گونه كه از عبيد بن حسن عنبرى حكايت شده است كه او اجتهاد مجتهدان را در اصول هم عذر دانسته است و اين سخن مسبوق به اجماع است ، وانگهى ياران معتزلى ما اين سخن امير المؤمنين را حمل بر عموم نمى كنند زيرا اگر مجتهدان در فروع دين با يكديگر اختلاف پيدا كنند و سخنان ايشان ضد يكديگر باشد ، چنان نيست كه يكى از ايشان در گمراهى باشد و اين موضوع در كتابهاى كلامى ما در اصول دين شرح داده شده است .