دين بيرون شدگان تكيه و اعتماد مكنيد كه آنان شايستهء آن نيستند كه به پيمانهاى ايشان اعتماد شود ، همان گونه كه خداوند متعال فرموده است : « آنان در مورد هيچ مؤمنى عهد و پيمانى را مراعات نمى كنند . » و هم فرموده است : « آنان را سوگندى نيست . » اين سخن را امير المؤمنين عليه السّلام پس از جنگ جمل كه گروهى از اسيران جنگى آزاد شده براى بيعت به حضورش آمدند و مروان بن حكم هم با آنان بود فرموده است .
امام عليه السّلام چنين فرمود : من با بيعت تو چه كنم مگر ديروز - در گذشته - با من بيعت نكردى يعنى پس از كشته شدن عثمان ، آن گاه فرمان داد آنان را بيرون كردند و از بيعت امثال ايشان با خود ترفع كرد و سپس سخنانى دربارهء عهد و پيمان اسلامى و اعراب بيان داشت و فرمود : كسى كه دين ندارد او را عهد و پيمانى نيست .
ضمن همان سخنان اين سخن را هم گفت : يعنى عهد و پيمان اگر از سوى افراد متدين باشد ارزشمند است و كسى را كه دين نيست عهد و پيمان هم نخواهد بود .
حكمت ( 157 )
عليكم بطاعة من لا تعذرون فى جهالته . « بر شما باد به فرمانبردارى كسانى كه در نشناختن آنان عذرى از شما پذيرفته نيست . » منظور امير المؤمنين عليه السلام از اين سخن خود اوست و اين موضوع در هر دو مذهب اهل سنت و شيعه حق و درست است . به عقيدهء ما امير المؤمنين عليه السّلام امامى است كه او را برگزيدهاند و فرمانبردارى از او واجب است و عذر هيچ يك از مكلفان در نشناختن وجوب فرمانبردارى از او پذيرفته نيست . در مذهب شيعه آن حضرت بر طبق نص ، امامى است كه اطاعت از او واجب است و هيچ كس از مكلفان در نشناختن امامت او معذور نيست . به عقيدهء شيعيان شناخت امام همچون شناخت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و شناخت خداوند متعال است و آنان مى گويند نماز و روزه و ديگر عبادات جز با شناخت خدا و پيامبر و امام پذيرفته نمى شود و صحيح نخواهد بود .