تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥

حكمت ( 152 )

ما كذبت و لا كذبت ، و لا ضللت و لا ضلّ بى . « دروغ نگفتم و مرا دروغ نگفتند و گمراه نشدم و كسى به من گمراه نشد . » اين سخن را على عليه السّلام چند بار فرموده است كه يك بار آن در جنگ نهروان است ، و منظور اين است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در مورد مخدج - مردى كه دستش ناقص بود و همان ذو الثديه است - به من خبر دروغ نگفته است ، زيرا اخبار پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم همگى راست است و گمراه نشدم نيز به همين معنى است يعنى كسى مرا از حق و راستى گمراه نكرده است ، زيرا على عليه السّلام در اخبار پوشيده‌اى كه اظهار نظر مى فرمود آنها را از رسول خدا فرا گرفته بود و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از گمراه كردن او و ديگر مكلفان منزه است . هنگامى كه به همراهان خود در جنگ خوارج دربارهء مخدج خبر داد ولى پيدا كردن جسد او طول كشيد ، فرمود : من به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دروغ نمى بندم و رسول خدا هم در آنچه اتفاق آن را به من خبر داده ، دروغ نگفته است ، بنابر اين بدون ترديد بر جسد او دست مى يابيد ، جستجو كنيد .

حكمت ( 153 )

للظالم البادى غدا بكفهّ عضّة . « براى آن كس كه نخست ستم مىكند ، فردا انگشت حسرت گزيدن است . » اين سخن مقتبس از گفتار خداوند است كه فرموده است : « و روزى كه ستمگر دو دست خود را مى گزد . » و امير المؤمنين كلمهء نخست را آورده است ، از اين جهت كه آن كس كه پس از ستم بر او انتقام مى گيرد ، مورد اعتراض نيست و در امثال عرب آمده