به آن هم شايستهء نكوهش است . رضايت به دو گونه تفسير مىشود ، يكى اينكه خود او هم آن را اراده كرده بوده است ، ديگرى اعتراض نكردن ، - سكوت موجب رضاست - اگر خود اراده آن را داشته است ، ترديد نيست كه سزاوار نكوهش است زيرا كسى كه اراده كار زشت مىكند ، انجام دهندهء كار زشت است . در مورد ترك اعتراض هم در صورتى كه توانايى بر اعتراض داشته باشد ، ترديد نيست كه سزاوار نكوهش است . زيرا كسى كه با نبودن مانع نهى از منكر را ترك كند ، شايستهء نكوهش است . . .
حكمت ( 149 )
لكلّ مقبل ادبار ، و ما ادبر فكان لم يكن . « هر بختيارى را بخت برگشتنى است و آنچه برگشت ، گويى نبوده است . » اين معنى فراوان گفته شده است ، از جمله اين مثل است « هيچ پرندهاى پرواز نمى كند و ارتفاع نمى گيرد مگر اينكه همان سان كه پرواز كرده است ، فرو افتد . » و آن چنان كه شاعر گفته است : « به اندازهء اوج و برترى فرود آمدن خواهد بود از مراتب عاليه بر حذر باش . » يكى از حكيمان گفته است : حركت اقبال كند و حركت ادبار تند است ، زيرا مقبل همچون كسى است كه از پلكان و نردبان بايد پله پله فرا رود و حال آنكه مدبر چنان است كه از بلندى به پايين سقوط كند ، آن چنان كه شاعر سروده است : « در اين خانه و در همين رواق و بر همين و ساده عزت و قدرت وجود داشت و ناگاه سپرى شد . » و شاعرى ديگر سروده است : « هنگامى كه كارها به نيستى نزديك مىشود ، نشانهء بدبختى و پشت كردن در آن ظاهر مىشود . » در خبر مرفوع آمده است كه هيچ شترى بر ناقه غضباى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پيشى نمى گرفت ، قضا را مردى عرب با شتر از كار ماندهاى آمد و شترش بر ناقه سبقت گرفت .
اين موضوع بر اصحاب گران آمد ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « خداوند متعال هيچ چيز از اين دنيا را بر نمى كشد مگر اينكه فرو مى آوردش . » پير مردى از قبيلهء همدان گفته است : به روزگار جاهلى مردم قبيلهام مرا با هدايايى