حق تعالى فرموده است : « و چون بر كشتى سوار مى شوند خدا را در حالى كه دين خود را براى او خالص كردهاند ، فرا مى خوانند . . . » و على عليه السّلام در پى اين سخن فرموده است : « چون عافيت مى يابد به خود شيفته مىشود و چون گرفتار مى گردد نوميد مىشود . » همان است كه خداوند فرموده است : « و چون آدمى را پروردگارش بيازمايد و او را نعمت دهد و گرامى دارد مى گويد خداى من ، مرا گرامى داشت و چون او را بيازمايد و روزى او را بر او تنگ سازد مى گويد خداى من مرا خوار داشت . » سپس فرموده است : « در چيزى كه نسبت به آن گمان دارد نفس او بر او چيره مىشود ولى در چيزى كه يقين دارد - كار آخرت - نفس بر او چيره نمى شود . » و اين سخنى بزرگ است و معنى گفتار آن حضرت اين است كه چنان شخصى در عين حال كه به حساب و پاداش و عقاب معتقد است ولى نفس او براى ترك آنچه كه به اين خطر بزرگ منجر مىشود بر او چيره نمى شود ، ولى در مورد كارهايى كه فقط گمان مى برد كه در آن لذتى زودرس وجود دارد ، نفس بر او چيره مىشود . به راستى جاى شگفتى است از كسى كه در او گمان بر علم و يقين پيروز شود و اين موضوع بر اثر ضعف ايمان مردم و دنيا دوستى ايشان صورت مى گيرد .
سپس فرموده است : « نسبت به ديگران در انجام دادن گناهى كمتر از گناهى كه خود انجام مىدهد ، بيم دارد و مى ترسد و در مورد خود بيشتر از عملى كه انجام مىدهد ، اميد پاداش دارد . » اين موضوعى است كه هر يك از ما آن را مى بيند كه فلان كس مى گويد من بر فلان كس از فلان گناهى كه انجام مىدهد بيمناكم و حال آنكه خودش مرتكب گناهى زشت تر مىشود ، و با انجام دادن كارهاى نيك اندكى كه بسنده نيست و او را نجات نمى دهد براى خود آرزوى رستگارى دارد ، از قبيل آنكه چند ركعت نماز شبى كه مى گزارد يا چند روزهء مستحبى كه در ماه مى گيرد و نظاير آن .
آن گاه فرموده است : « اگر بى نياز شود ، سر مست و شيفته مى گردد و اگر نيازمند شود ، سست و نااميد مى گردد . » آن گاه فرموده است : « چنان شخصى چون كار كند در آن كوتاهى مىكند و چون چيزى بخواهد مبالغه و زياده روى مىكند ، اگر شهوتى بر او عرضه شود ، گناه را پيشاپيش
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 369
مساهمون: ابن أبي الحديد
ص٣٦٩