« اوست آن كس كه شما را در زمين خليفهها قرار داده است . » سپس فرموده است : آه آه به شوق ديدار ايشان . بديهى است كه على عليه السّلام از همگان مشتاق تر به ديدار ايشان است كه خود از آن جنس است و علت پيوستگى ، وحدت جنسيت است و هر چيز مشتاق چيزى است كه از همان جنس و طبيعت است و چون آن حضرت شيخ عارفان و سرور ايشان است ناچار نفس شريف او مشتاق مشاهده و پيوند با هم جنس است ، هر چند كه هر يك از مردم فروتر از طبقهء اويند .
سپس به كميل فرموده است : « اگر مى خواهى باز گرد . » اين نوع سخن گفتن از لطايف و آداب بسيار پسنديده است كه نفرموده است « برگرد » كه حكم و فرمان به برگشتن نيست كه در آن نشان برترى بر او باشد و سخن خود را با « اگر مى خواهى » همراه فرموده است كه كميل را از حالت زور و اجبار به عزت اختيار و خواست خود قرار دهد .
حكمت ( 144 )
المرء مخبوء تحت لسانه . « مرد پنهان شده زير زبان خود است » ابن ابى الحديد مى گويد : گر چه اين معنى مكرر آمده است ولى اين سخن را نظيرى در ايجاز و دلالت بر معنى نيست و از سخنان كم نظير آن حضرت است . او يكى دو لطيفه هم نقل كرده است كه ترجمهء آن خالى از لطف نيست . گويد : مردى به عربى صحرا نشين گفت : فكر مى كنى من چگونه خواهم مرد گفت : به خواست خداوند بر دار كشيده مى شوى مسلمة بن عبد الملك لشكر را سان مى ديد ، از مردى پرسيد نامت چيست گفت : عبد الله و كلمه عبد را با كسره تلفظ كرد . مسلمه پرسيد پسر كيستى گفت : پسر عبد الله و كلمه عبد را با فتحه تلفظ كرد . مسلمه فرمان داد او را تازيانه بزنند و آن مرد شروع به