تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
مثلا آن كس كه عالم به وجود خداوند متعال است ، جاهل به آن نمى شود ، زيرا نيستى و نابودى علم بديهى از ذهن و لوازم آن پس از حصول آن ، محال است و در اين صورت به راستى آن حضرت درست فرموده است كه « ساخته و پرداخته مال با زوال مال از ميان مى رود . » مفهوم مخالف آن بدين معنى است كه ساخته و پرداختهء علم از ميان نمى رود پس از خروج از دنيا هم باز ساخته و پرداختهء علم از ميان نمى رود ، زيرا ساخته و پرداختهء علم در نفس ناطقه ، لذت عقلى دايمى است كه علت آن دوام دارد يعنى علم در جوهر نفس حاصل مىشود و معشوق نفس است و در زندگى اين جهانى استغراق نفس به تدبير امور بدن و آنچه حواس از امور خارجى به نفس منتقل مىكند آن را از خلوت با معشوق باز مى دارد و ترديد نيست كه هر گاه اسباب كدورت و اشتغال نفس - با مرگ بدن - از ميان مى رود ، نفس در لذت بزرگى قرار مى گيرد و اين است راز گفتار آن حضرت كه فرموده است : « ساخته و پرداختهء مال با زوال مال از ميان مى رود . » ابن ابى الحديد سپس ضمن رد اشكال كسى كه بگويد چرا امير المؤمنين فرموده است : « معرفة العلم دين يدان به » « شناخت علم ، دينى است كه بايد به آن گردن نهاد . » توضيح داده است كه مقصود شناخت شرف و فضل علم است يا آنكه وجوب آموزش علم و شناخت آن ركنى از اركان دين و واجب است آن چنان كه خود آن حضرت شرح داده و فرموده است : آدمى با كسب دانش در زندگى اطاعت و فرمانبردارى خدا را مى آموزد ، يعنى هر كس به راستى عالم باشد مطيع خداوند متعال است ، آن چنان كه خداوند سبحان فرموده است : « همانا و جز اين نيست كه از ميان بندگان خدا عالمان از خداوند بيم و خشيت دارند . » سپس فرموده است : و عالمان براى پس از مرگ نام نيك مى اندوزند . امير المؤمنين عليه السّلام از جهتى ديگر فضيلت علم را بر مال مورد بحث قرار داده و فرموده است : « علم فرمانروا و مال فرمانبردار است . » و اين بدان سبب است كه علم تو موجب تشخيص تو در چگونگى رفتار با مال است كه آيا آن را هزينه يا اندوخته كنى و اين علم است كه انگيزهء مصرف مال در مورد مصلحت است و باز دارنده از هزينه كردن آن در موارد زيان بخش و به هر حال علم يا چيزى كه نظير آن است چون اعتقاد و گمان در مورد مصرف يا عدم مصرف مال ، حاكم و فرمانده است و مال حاكم نيست بلكه