تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
« و شنيد كه مردى الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنّا مى گويد ، فرمود : اين سخن كه « ما از آن خداييم » اقرار ما به بندگى است و اين سخن ما كه مى گوييم : « و ما به سوى خداوند باز مى گرديم » اقرار ما به نابودى است . » اين كه فرموده است « ما از آن خداييم » اقرار ما به بندگى است از اين جهت است كه « ل » در « اللّهِ » لام تمليك است ، مثل اينكه بگويى : « الدار لزيد » خانه از زيد است و « الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ » اعتراف و اقرار به نشور و رستاخيز و بازگشت به سوى خداوند است ولى امير المؤمنين عليه السّلام تصريح نفرموده است و فقط نابودى را فرموده است . اين بدان سبب است كه نابودى و مرگ ما سبب بازگشت ما به روز قيامت به پيشگاه خداوند است ، يعنى مقدمه را بيان كرده و نتيجه را اراده فرموده است ، همان گونه كه گفته مىشود فقر مرگ است و تب مرگ است و نظاير آن .

حكمت ( 96 ) 96

گروهى آن حضرت را در حضورش ستودند ، چنين فرمود : اللّهم انّك اعلم بى من نفسى ، و انا اعلم بنفسى منهم . اللهم اجعلنى خيرا ممّا يظنّون ، و اغفر لى ما لا يعلمون . « بار خدايا تو از من به خودم داناترى و من هم به خودم از ايشان داناترم ، خدايا مرا بهتر از آنچه گمان مى كنند قرار بده و آنچه را كه نمى دانند براى من بيامرز . » سخن در بارهء ناپسند بودن ستودن انسان در حضور او ، گذشت ، و در حديث مرفوع آمده است « هنگامى كه برادرت را در حضورش مى ستايى ، گويى فرمان داده‌اى تيغ درخشان برنده بر گردنش كشند . » و به مردى كه مرد ديگرى را روياروى ستوده بود فرمود : « آن مرد را درمانده كردى خدايت درمانده كناد . » و نيز فرموده است : « اگر مردى با تيغ آخته به مردى حمله كند بهتر از آن است كه رويا روى ستوده شود . » از جمله سخنان عمر اين است كه ستايش همان بريدن گردن است ، چه آن كس كه گردنش بريده مىشود از حركت و كار باز مى ماند و كسى را كه مى ستايند از عمل
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 312 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى