تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
خالد بن صفوان گفته است : نيازها را نابهنگام مخواهيد و از نااهل مخواهيد ، و آنچه را هم كه شايسته و سزاوار آن نيستند مخواهيد كه در آن صورت سزاوار آن هستيد كه از شما آن را باز دارند . و گفته شده است : هر چيز را پايه‌اى است ، پايهء نياز شتاب است كه آسوده‌تر از تأخير كردن است . مردى به محمد بن حنفيه گفت : براى نيازكى پيش تو آمده‌ام ، گفت : براى بر آوردن آن مردكى را پيدا كن . شبيب بن شبة بن عقال گفته است : دو چيز است كه با يكديگر جمع نمى شود مگر اينكه رستگارى واجب مىشود ، نخست آنكه عاقل چيزى را مسألت مىكند كه روا باشد ، دوم آنكه عاقل ، سائل خود را از چيزى كه ممكن باشد پاسخ رد نمى دهد . و گفته شده است : هر كس پس از بر آوردن نياز برادر خود آن را بزرگ بشمرد و منت گزارد بدون ترديد خويشتن را كوچك كرده است . ابو تمام هم در مورد امروز و فردا كردن بر آوردن حاجت شعرى سروده و آن را دود و مقدمه آتش دانسته است .

حكمت ( 98 )

يأتى على الناس زمان لا يقرب فيه الا الماحل ، و لا يظرف فيه الا الفاجر ، و لا يضعّف فيه الا المنصف ، يعدّون الصدقة فيه غرما ، و صله الرحم منّا ، و العبادة استطاله على الناس ، فعند ذلك يكون السلطان بمشورة الاماء ، و امارة الصبيان و تدبير الخصيان . « روزگارى بر مردم خواهد آمد كه جز سخن چين تقرب نيابد و جز تبهكار ظريف و خوش داشته نشود ، و جز با انصاف ناتوان شمرده نشود ، در چنان روزگارى ، صدقه دادن را تاوان مى دانند و رعايت پيوند خويشاوندى را با منت انجام مى دهند و عبادت را وسيلهء قدرت يافتن بر مردم قرار مى دهند ، و در آن هنگام كار حكومت با
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 314 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى