باز مى ماند و سستى مىكند . و گفته شده است ستايش در دل و نفس حالتى پيش مى آورد كه ستايش شده در خود از كار و كوشش احساس بى نيازى مىكند .
از مثالهاى كشاورزان است كه مى گويند : چون ميان درو كنندگان نام آور شدى داس خود را بشكن .
مطرف بن شخّير گفته است : هرگز از كسى مدح و ستايشى در بارهء خود نشنيدم مگر اينكه نفس من در نظرم كوچك شد . زياد بن ابى مسلم گفته است : هيچ كس مدح و ستايشى در بارهء خود نمى شنود مگر اينكه شيطان بر او آشكار مىشود ، ولى مؤمن زود به حقيقت باز مى گردد .
و چون سخن اين دو را براى ابن مبارك گفتند ، گفت : راست گفتهاند ، آنچه زياد گفته است در مورد دلهاى عوام مردم است و آنچه مطرف گفته است در مورد دلهاى خواص مردم است .
حكمت ( 97 )
لا يستقيم قضاء الحوائج الّا بثلاث : باستصغارها لتعظم ، و باستكتامها لتظهر ، و بتعجيلها لتهنو . بر آوردن نيازها جز با سه چيز راست نيايد ، به كوچك شمردن آن تا بزرگ نمايد و به پوشيده داشتن آن تا آشكار شود و به شتاب كردن در بر آوردن آن تا گوارا شود . » در اين باره سخن كافى در مباحث گذشته گفته شد و هم در بارهء نيازها و بر آوردن آنها و انجام دادنش .
در حديث مرفوع آمده است : « براى بر آمدن نيازهاى خود از پوشيده داشتن يارى بخواهيد كه هر صاحب نعمتى مورد رشك و حسد است . »