تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
گروه بسيارى از مردم چنان مى كنند و مى پندارند كه بهترين مردم اند و حال آنكه مردم خردمند بر آنان مى خندند و ايشان را مسخره مى كنند . حروريان هم همان خوارج اند كه سخن در بارهء ايشان و نسبت آنان به حروراء گذشت . على عليه السّلام مى فرمايد : ترك عبادت مستحبى با سلامت عقيدهء اصلى بهتر است از سرگرم بودن به نوافل و اوراد نماز بدون علم . مقصود سخن على عليه السّلام از « در حال شك » ، همين است ، زيرا وقتى با شك نبودنش بهتر از بودنش باشد . معلوم است كه با جهل و عقيدهء فاسد نبودن آن به مراتب بهتر است .

حكمت ( 94 )

اعقلوا الخبر اذا سمعتموه عقل رعايه ، لا عقل رواية فانّ رواة العلم كثير ، و رعاته قليل . « هر گاه خبرى را مى شنويد ، آن را فهم و رعايت كنيد نه آنكه بشنويد براى روايت كردن كه راويان علم بسيارند و كسانى كه بفهمند و رعايت كنند اندك اند . » على عليه السّلام آنان را از اينكه اگر لطايف علمى و حكمت را از او و ديگران مى شنوند و بدون تأمل و درك كردن آن را روايت كنند ، منع فرموده است و اين كارى است كه امروز محدثان انجام مى دهند . بيشتر مردم هم قرآن مى خوانند ولى از معانى آن جز اندكى نمى فهمند ، و به آنان فرمان داده است آنچه را مى شنوند در باره‌اش تعقل كنند و با فهم و معرفت دريابند ، و به آنان فرموده است : راويان علم بسيارند و رعايت كنندگان آن اندك ، يعنى كسانى كه بينديشند و رعايت كنند و راست فرموده است .

حكمت ( 95 )

و قال عليه السّلام و قد سمع رجلا يقول : « الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنّا » فقال : انّ قولنا « الَّذِينَ إِذا » اقرار على انفسنا بالملك ، و قولنا : « الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ » اقرار على انفسنا بالهلك .