رايزنى با كنيزكان و فرمانروايى كودكان و چاره انديشى خواجگان انجام مىشود . » ابن ابى الحديد پس از توضيح لغات و اصطلاحات مى گويد : دنباله و نتيجهء اين سخن از جمله خبر دادن امير المؤمنين عليه السّلام از مسائل پوشيده است و اين خود يكى از نشانههاى بزرگى و معجزات اوست كه از ميان همهء اصحاب او به آن ويژه است .
حكمت ( 99 )
و قد رئى عليه ازار خلق مرقوع ، فقيل له فى ذلك ، فقال : يخشع له القلب ، و تذل به النفس ، و يقتدى به المؤمنون . بر تن او پيراهن كهنهء پينه دارى ديده شد سبب را پرسيدند ، آن حضرت فرمود : « دل را خاشع و نفس را زبون مىكند و مؤمنان هم به اين كار اقتداء مى كنند . » در اين باره قبلا سخن گفته شد و گفتيم كه حكيمان و عارفان در اين مورد دو گونهاند ، برخى از ايشان پوشيدن جامههاى ارزان را ترجيح دادهاند و برخى بر عكس .
عمر بن خطاب از دستهء نخست بوده است ، همچنين امير المؤمنين على عليه السّلام و اين كار شعار عيسى عليه السّلام بوده است كه آن حضرت جامههاى خشن و پشمينه مى پوشيد .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هر دو نوع را مى پوشيد و بيشتر جامههاى آن حضرت از نوع خوب و بردهاى يمنى و نظاير آن بود و ملحفه آن حضرت هم چنان با دانه ورس رنگ شده بود كه رنگ آن بر پوستش اثر مى گذاشت . همچنان كه اين موضوع در حديث آمده است .
محمد بن حنفيه را ديدند كه در عرفات بر ماديانى زرد ايستاده و جامهء خز زرد بر تن دارد . فرقد سبخى به حضور امام حسن آمد و بر تن آن حضرت جامهء خز بود ، فرقد كه جامهء پشمينه پوشيده بود شروع به خيره نگريستن به جامه امام حسن كرد . امام فرمود : تو را چه مىشود كه چنين بر من مى نگرى و حال آنكه بر تن من جامهء بهشتيان است و بر تو جامه دوزخيان همانا برخى از شما زهد را در جامهء خود و تكبر را در سينهء خويش قرار مىدهد ، و به جامهء پشمينهء خويش شيفتهتر است از صاحب جامهء خز به جامهاش .
ابن سماك به پشمينه پوشان گفت : اگر اين جامهء شما موافق با انديشههاى پوشيده