تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
كه آنان در آتش مفتون مى شوند » و در مورد نقره هم گفته مىشود يعنى نقره آتش ديده . به زمين سنگلاخ هم فتين گفته مىشود ، يعنى گويى سنگهاى آن را در كوره نهاده‌اند . گاهى هم بر ضلالت و گمراهى اطلاق مىشود و گفته مىشود مرد فاتن و مفتن يعنى گمراه از حق و خداوند متعال فرموده است : « ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ بِفاتِنِينَ » يعنى گمراهان ، و هر كس بگويد خدايا من به تو از فتنه پناه مى برم و منظورش گمراهى و بلا و سوختن در آتش باشد جايز است ، ولى اگر منظور امتحان و سنجش باشد جايز نيست كه خداوند متعال بر مصلحت داناتر است . حق اوست كه بندگان را بيازمايد نه از اين جهت كه خود احوال ايشان را بداند بلكه براى اينكه برخى از بندگانش حال برخى ديگر را بدانند ، و به عقيده من معنى اصلى كلمه فتنه همان آزمون و سنجش است و معانى ديگر معانى بعدى است و اگر دقت كنى درستى اين را خواهى دانست .

حكمت ( 91 )

و سئل عن الخير ما هو فقال : ليس الخير ان يكثر ما لك و ولدك ، و لكن الخير ان يكثر علمك ، و ان يعظم حلمك ، و ان تباهى الناس بعبادة ربك ، فان احسنت حمدت الله ، و ان اسأت استغفرت الله ، و لا خير فى الدنيا الّا لرجلين : رجل اذنب ذنوبا فهو يتداركها بالتوبة ، و رجل يسارع فى الخيرات ، و لا يقل عمل مع التقوى ، و كيف يقل ما يقبل . و از آن حضرت در بارهء خير پرسيدند فرمود : « خير آن نيست كه مال و فرزندت افزون شود ولى خير آن است كه دانشت افزون و بردباريت گرانقدر شود و بر مردمان به عبادت خداى خود سرفرازى كنى ، اگر كارى نيك كردى خدا را ستايش كنى و اگر بد كردى از خداى آمرزش خواهى و در دنيا جز براى دو كس خيرى نيست ، يكى آن كه گناهانى كرده است اما با توبه آنها را جبران كرده است و ديگرى كه در انجام دادن كارهاى خير شتاب گيرد ، و هيچ كارى كه همراه با پرهيزگارى باشد اندك نيست و