تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧

حكمت ( 90 )

لا يقولنّ احدكم : اللهم انّى اعوذ بك من الفتنه ، لانه ليس احد الا و هو مشتمل على فتنة و لكن من استعاذ فليستعذ من مضلات الفتن ، فان الله سبحانه يقول : « وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ » . و معنى ذلك انهّ سبحانه يختبر عباده بالاموال و الاولاد ليتبين الساخط لرزقه ، و الراضى بقسمه ، و ان كان سبحانه اعلم بهم من انفسهم ، و لكن لتظهر الافعال التى بها يستحق الثواب و العقاب ، لان بعضهم يحبّ الذكور و يكره الاناث ، و بعضهم يحبّ تثمير المال ، و يكره انثلام الحال . قال الرضى رحمه الله تعالى : و هذا من غريب ما سمع منه عليه السّلام فى التفسير . « كسى از شما نگويد بار خدايا من از فتنه به تو پناه مى برم . زيرا هيچ كس نيست مگر آنكه در فتنه‌اى است ، هر كس هم به خدا پناه مى برد از فتنه‌هاى گمراه كننده پناه ببرد كه خداوند سبحان فرموده است : « و بدانيد كه همانا اموال و اولاد شما فتنه‌اند . » و معنى آن اين است كه خداوند سبحان بندگان خويش را با اموال و اولاد مى آزمايد تا ناخشنود و خشنود از روزى او را روشن سازد ، هر چند كه خداوند از خود بندگان به ايشان داناتر است ولى براى اينكه كارهايى را كه سزاوار پاداش است از كارهايى كه سزاوار عقاب است آشكار فرمايد ، كه برخى فرزند پسر را دوست دارند و دختر را ناخوش مى دارند و برخى افزايش مال را دوست مى دارند و كاهش آن و دگرگونى آن را خوش نمى دارند . سيد رضى كه خداى متعال رحمتش فرمايد مى گويد : و اين از تفسيرهاى شگفتى است كه از آن حضرت عليه السّلام شنيده شده است . فتنه كلمهء مشتركى است كه گاه بر گرفتارى و بلايى كه به انسان مى رسد اطلاق مىشود ، چنان كه مى گويى زيد مفتون است و مقصود اين است كه سوگى به او رسيده و مال يا عقل او را از ميان برده است . خداوند متعال مى فرمايد « إِنَّ الَّذِينَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ » يعنى كسانى كه زنان و مردان مسلمان را در مكه شكنجه مى دادند تا از اسلام برگردند . گاهى هم اين كلمه به آزمون و سنجش معنى مىشود ، مى گويند طلا را مفتون كردم يعنى در كوره نهادم كه عيار آن را روشن سازم و دينار مفتون يعنى دينار سره . گاه اين كلمه به سوزاندن اطلاق مىشود چنان كه خداوند متعال مى فرمايد : « روزى