تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
و حال آنكه در مورد نخست مردم مى گويند : آنچه مى گويد نفاق آميز و ياوه است كه اگر به راستى به آنچه مى گويد معتقد بود ، پاى بند گفتهء خود مى شد و در اعمال و حركات او ظاهر مى شد . به هر حال مردم به كردار شخص اقتدا مى كنند نه به گفتار و در غير اين صورت هيچ يك از مردم به عبادت سرگرم نمى شود و اهتمامى به آن نمى ورزد .

حكمت ( 89 )

انّ هذه القلوب تمل كما تمل الابدان ، فاتبغوا لها طرائف الحكم . « همانا كه اين دلها ملول مىشود همان گونه كه بدنها خسته و ملول مىشود ، براى آنها سخنان گزيده را بجوييد . » منظور اين است كه دلها از مباحث و مناظرات عقلى و كلامى در بارهء توحيد و عدل خسته مىشود و بايد امثال و حكمتهايى را كه مربوط به امور اخلاقى است ، جستجو كرد ، چون ستودن صبر و دليرى و پارسايى و پاكدامنى و نكوهيدن شهوت و غضب ، و خلاصه آنكه امورى را كه به تدبير شخصى و خانواده و دوستان و حكومت وابسته است گاه مورد گفتگو قرار دهيد كه در اين امور دلها نياز به انديشيدن بسيار ندارد و لازم نيست در آن تأمل و نظر دقيق داشته باشد و مايهء آرامش مىشود . در اين باره سخنان ديگر هم گفته‌اند ، از جمله آن كه با گردش در بوستان « ياد خدا » دلها را آرامش بخشيد . سلمان فارسى مى گفته است : من خواب خود را هم همچون برپا داشتن نماز خويش حساب مى كنم . عمر بن عبد العزيز مى گفته است : نفس من شتر راهوار من است اگر افزون از توانش بر آن بار كنم ، مرا در راه خواهد گذاشت .
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 306 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى