تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
و من كان له من نفسه واعظ ، كان عليه من الله حافظ . « هر كس آنچه را كه ميان او و خداوند است به صلاح آرد ، خداوند آنچه را كه ميان او و مردم است به صلاح مى آورد ، و آن كس كه كار آن جهانى خود را به صلاح آورد ، خداوند كار دنياى او را به صلاح مى آورد ، و هر كه را بر خود از خويشتن واعظ است ، خدا را بر او نگهدارنده‌اى است . » مثال سخن نخست ، اين گفتار است كه گفته‌اند : رضايت مخلوق عنوان رضايت خالق است ، و در حديث مرفوع آمده است « هر حاكمى كه خداى از او راضى باشد رعيتش را از او راضى مى فرمايد . » مثال سخن دوم دعاى يكى از شاعران در اين ابيات اوست : « من سپاسگزار و ستايشگر و نيايش كننده و ترسان و گرسنه و برهنه‌ام ، اين شش خصلت است كه نيمى از آن را من ضامنم ، اى پروردگار تو نيز ضامن نيم ديگر آن باش . » مثال سخن سوم ، اين گفتار خداوند متعال است كه مى فرمايد : « خداوند همراه كسانى است كه پرهيزگارند و همراه آنان كه نيكوكاران اند . »

حكمت ( 87 )

الفقيه كل الفقيه من لم يقنّط الناس من رحمة الله و لم يؤيسهم من روح الله ، و لم يؤمّنهم من مكر الله . « فقيه به راستى كامل ، كسى است كه مردم را از رحمت خدا نوميد نكند و آنان را از مهربانى خدا مأيوس نسازد و از مكر خداوند ايمنشان ندارد . » كمتر جايى در قرآن مجيد است كه در آن تهديدى آمده باشد مگر اينكه با اميد آميخته نباشد ، مثلا ضمن آن كه فرموده : « همانا خداوند سخت عقوبت است . » پس از آن فرموده است : « و همانا آمرزنده مهربان است . » ، حكمت هم همين را مقتضى است كه
جلوه تاريخ درشرح نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 304 | ابن أبي الحديد / محمود مهدوى دامغانى